روستای باستانی ( شهر باستانی سلطانیه از خزاین و اردوگاههای مرزی دوره ساسانی )

هراس اقتدارگراها از فعالیت مجدد گروههای اصلاح طلب و اعتدالیون استان گیلان

در حالی که بعد از چند سال قرار است اصلاح طلبان  گیلان  و اعتدالیون  از گیل و تالش و ترك زبان  و شیعه و سنی   در صدد همایش در مر كز استان گیلان بنام اعتدالیون امروز هستند .. و خود را برای هر چه بیشتر شركت مردم در انتخابات دهم مجلس در گیلان آماده می كنند...

توضیح اینكه : بله بعضی آقایون مشاركتی درست است داز سران فتنه است بعضی ها توبه كردند و بعضی نه انشا الله بقیه هم توبه كنند ..حساب فتنه گران 88 با اصلاح طلب های سید محمد خاتمی  و اعتدالیون روحانی جداست ..اا دارستانی  نویسنده و محقق و روز نامه نگار dardnews.ir

 گروههای تندرو که هیچ جایگاه مردمی در گیلان ندارند سعی می کنند از برچسب هایی مانند فتنه،فتنه گری، اصلاح طلبی و ... کاسبی کنند. این در حالیست که اصلاح طلبان وئ اعتدالیون گیلان از سال  88و 76 تا به امروز همیشه ضمن اعتقاد به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی در مسیر قانون و مصالح نظام حرکت کرده و پایبندی خود را به نظام جمهوری اسلامی ثابت کرده اند.

رقابت های سیاسی سالم و در چارچوب قانون کاملا طبیعی و پذیرفته شده و لازمه فعالیت های سیاسیست بنابراین اختلاف نظر اصولگرایان با اصلاح طلبان و یا نقد عملکرد اصلاح طلبان و فعالیتهای آنان توسط اصولگرایان و بالعکس  امری معمولی و حتی لازم است اما مشکل آنجاست که گروههای تندرو و اقتدار گرا با هدف منافع باندی و گروهی با استفاده از ابزارهای گوناگون سعی می کنند با هوچی گری، فعالیت های غیر قانونی و ... در مسیر حرکت های قانونی و مدنی سنگ اندازی کنند.

كه حتی این تندرو ها كه پایگاه مردمی ندارنند  از زدن حتی بنر ریس جمهور اسبق سید محمد خاتمی ممانعت می كنند و..

از اقدام خودسرانه و غیرفانونی این گروهها که بگذریم آنها در رسانه های زنجیره ای و محفلی خود مدعی شده اند که جناب سید محمد خاتمی ممنوع التصویر است. این گروههای خودسر گفته اند که جناب خاتمی بر اساس مصوبه شورای امنیت ملی ممنوع التصویر است.

پرسش ما از اقتدارگراهای استان گیلان این است که این مصوبه در چه تاریخی صادر شده و شما چگونه از آن مطلع شده اید؟ خوب است جهت تنویر افکار عمومی این مصوبه را منتشر نمایند.

همچنین سوال است که چطور چنین مصوبه ای وجود دارد اما صدا و سیما در برخی برنامه ها تصویر سید محبوب را پخش می کند؟ چطور تعداد زیادی از رسانه ها و روزنامه های سراسری در کشور با تیراژ های بسیار بالا اقدام به انتشار عکس چهره مجبوب مردم ایران یعنی آقای خاتمی می کنند اما شورای امنیت ملی، وزارت ارشاد و دستگاه قضایی برخوردی نمی کند؟ مگر چنین چیزی ممکن است؟

در ثانی حتی اگر چنین مصوبه ای وجود داشته باشد مگر شما مجری قانون هستید که نیمه شب و مخفیانه اقدام به تخریب و پاره کردن بنر ها می کنید؟ مگر این کشور قانونی ندارد؟

در همین خصوص علی مطهری نماینده محترم مردم تهران و عضو هیات نظارت بر مطبوعات در گفتگو با خبرگزاری ها گفته است :" شورای عالی امنیت ملی مصوبه‌ای مبنی بر ممنوع‌التصویری آقای خاتمی نداشته است. این موضوع چند بار در هیأت نظارت بر مطبوعات مورد بحث قرار گرفت و نتیجه این بود که مصوبه‌ای از طرف شورای عالی امنیت ملی در این خصوص وجود ندارد ."

تلاش‌ها برای مخدوش‌کردن چهره خاتمی، رییس‌جمهوری اسبق جمهوری اسلامی ادامه دارد. چنانچه همین چند وقت پیش، مجری برنامه «شناسنامه» مدام در تلاش بود تا حاضران را به مسیری هدایت کند تا درباره خاتمی سخنان منفی بگویند. اما تلاش‌ها نتیجه عکس داد. محسن اسماعیلی، عضو شورای نگهبان، خاتمی را «شخصیتی نجیب و فرهیخته» توصیف کرد و «مرضیه حبیب‌چی» هم او را انسانی فرهنگی دانست. حتی حسین مظفر، نماینده اصولگرای مجلس نیز ابایی از آن ندارد که بگوید «برای شخص آقای خاتمی احترام زیادی قایلم، انسان مودب و فرهیخته‌ای است.» بنابراین تلاش‌های جسته‌وگریخته معدودی از تندروها راه به جایی نبرده است. هادی شوشتری می‌گوید: «کشور در وضعیت خاصی قرار دارد و مردم در انتظار تصمیم‌های جدی از سوی مجلسند، نه اینکه یک روز بخواهیم با وضع قوانین تنبیهی برای امور شخصی مردم مانع ایجاد کنیم و روز دیگر برای رییس‌جمهوری یک دوره محدودیت بخواهیم. من به‌عنوان یک نماینده گاهی از آنچه در بهارستان می‌گذرد خجل می‌شوم. انتظار از مجلس بیش از اینهاست و ما گاهی درگیر حاشیه‌ایم تا متن.»

باوجود تلاش برخی د، او کماکان چهره محبوب بسیاری از سیاستمداران، هنرمندان و دانشجویان است؛ حتی آنها که در دوره‌ای منتقدش بودند. او ورای ‌های‌وهوی ها در ساختمان یاسر، محل کار و دیدارهایش نشسته و مشغول زندگی است. چشم‌انداز حیاط ساختمان به سمت سبزه‌زار کوچکی است و منظره کوه‌ها از ابتدای ورودی‌اش پیداست.

------------
 واما خاتمی اعتقاد و پاینبد به قانون اساسی و ولایت فقیه و وفادار به ولی امر مسلمین امام خامنه ای است ..مثال
خاتمی : وظیفه همه ماست كه در انتخابات شركت كنیم ..

رییس بنیاد باران گفت: حضور در انتخابات به معنای این است که افراد بتوانند از راه‌های قانونی و مردم‌سالارانه که بیان شده است مشارکت بیشتری در عرصه مدیریت و تصمیم‌گیری کشور داشته باشند.

 

 به نقل از ایسنا حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی در دیدار جمعی از دانشجویان و استادان دانشگاه مفید با اشاره به دغدغه‌هایی که حاضران درباره انتخابات مطرح کردند، افزود: همه باید تلاش کنیم که راه‌های دموکراتیک به معنای واقعی دموکراتیک باشند؛ یعنی تنها عنوان نباشد و زمینه آن وجود داشته باشد. عمدتا هم باید حاکمیت آن را فراهم آورد تا آن راهی که در قانون مشخص شده است و انقلاب ما خواسته، تحقق پیدا کند. همه ما هم باید شرکت کنیم. لابد دوستانی هم در حال فکر کردن به آن هستند و ان‌شاءالله که بتوانند به نتیجه ای هم برسند.

 

وی با اشاره به رویکردها و شیوه‌های متنوع نسبت به مسایل گفت: افراد و گروه‌ها دیدگاه‌های مختلفی دارند و ممکن است دیدگاه‌شان با ما مخالف باشد، این اشکالی ندارد اما همه حرف ما این است که باید دیدگاه‌ها مطرح شود و به این شکل نباشد که بعضی دیدگاه‌ها محدودیت‌های فراوانی داشته باشند، در حالی که تمام زمینه‌ها برای طرح دیدگاه‌هایی دیگر فراهم شود و کسانی که آن دیدگاه را دارند برای انجام هر عملی در این کشور مصونیت داشته باشند. خوب است که همه دیدگاه‌ها باشند اما باید داوری را به عهده مردم گذاشت که کدام رویکرد، دیدگاه و روش را بیشتر می‌پسندند و همه تن به انتخاب مردم دهیم.

 

وی به انتخابات 92 اشاره کرد و یادآور شد: در آن انتخابات یک رای 51 درصدی داشتیم و چند رای که مجموعا 8-47 درصد می‌شد اما این تفکری که امروز در پاره‌ای از دستگاه‌های کشور وجود دارد، کدام بخش جامعه را نمایندگی می‌کنند؟ آیا رواست که نمایندگان 7 تا 10 درصد خواسته‌های خود را به نام مردم بر جامعه و دولت تحمیل کنند و جلوی خواست مردم که حداقل به صورت 51درصد تجلی پیدا کرده است را بگیرند؟ البته این را هم باید در نظر گرفت که متجاوز از سی درصد جامعه در انتخابات شرکت نکرد که اگر آن‌ها شرکت می‌کردند، یقینا کفه به نفع این 51 درصد بالا می‌آمد. حتی می‌توان گفت که بخش قابل توجهی از جامعه چیزهایی فراتر از آن‌چه آقای روحانی مطرح کرد، می‌خواستند و از این جهت شرکت نکردند؛ حتی کف خواسته‌های‌شان در حد شعارهای مطرح شده نبوده است. زمان اصلاحات هم همین‌طور بود. به طور مثال اگر حدود هشتاد درصد مردم شرکت کردند، آن بیست درصد کسانی بودند که احساس می‌کردند حتی کف خواسته‌شان در شعارها و رویکرد افراد موجود مطرح نیست.

 

رییس‌جمهور پیشین ایران اظهار کرد: بر این اساس علاقه ما این است که معدل مجلسی که سر کار می‌آید، نماینده اکثریت جامعه ما باشد؛ و خواست اول ما این است که فضا به گونه‌ای نباشد که فقط اقلیتی که در جای خود هم محترم است، بتواند محور و مدار باشد و جا را بر دیگران تنگ کند. در حقیقت فعلا بیشتر باید به چه نباید باشد، بیندیشیم تا چه باید باشد؛ البته اگر آن‌چه باید باشد هم به دست آید، بسیار خوب است.

 

وی افزود: شعارهای آقای روحانی شعارهای خوبی بود و مردم پذیرفتند و همه قبول کردیم و رای هم دادیم اما دستاورد مهم تحقق چه نباید باشد بود. اگر مجلس عاقل، مدبر، معتدل و خوبی داشته باشیم که بیشتر از اکثریت جامعه و رویکردهایی که در جامعه وجود دارد، نمایندگی کند، همه سود می‌برند. باید در این زمینه تلاش کرد و کوشید که ان‌شاءالله انتخاباتی باشد در فضای باز و آزاد و در اثر آن انسان‌های کارآمد، مدبر و عاقل بیایند و واقعا از خواست و گرایش اکثریت جامعه نمایندگی کنند. به نظر می‌رسد این کار چندان دور از دسترس نیست یعنی زمینه اجتماعی آن کاملا فراهم است و ان‌شاءالله که زمینه‌های اجرایی و نظارتی انتخابات هم به صورتی باشد که این خواست که خواست انقلاب و ملت است، تامین شود و دوستان هم باید به دنبال این مساله باشند.

 

وی در پاسخ به پرسشی درباره میزان موفقیت روحانی گفت: باید دید که وضعیت چیست؟ معلوم است که آقای روحانی نتوانسته است به همه آن شعارها و رویکردهایی که داشته است، جامه عمل بپوشاند؛ خود ایشان هم مدعی این امر نیست. شعارها یعنی ما به آن سو می‌رویم، حال این‌که چقدر در این سو پیش رفتیم، بسته به موانع، مشکلات و البته تدبیر و کارآمدی کسانی دارد که شعار هم دادند. ممکن است بعضی وقت ها هم انتقاد و مشکلی باشد مبنی بر این‌که می‌شد بهتر از این کار کرد؛ چنان‌که در دوره ما هم اشکال بسیاری می‌تواند وارد باشد اما بخش عمده این است که چقدر می‌توانستیم انجام دهیم؟ خوشبختانه دولت جناب آقای روحانی در عرصه‌های مختلف اقتصادی، بین المللی، داخلی، سیاسی و فرهنگی از رویکردهایی که داشته، روی برنگردانده است. نمونه آن همین وزارت آموزش عالی است. به هر حال آقای روحانی رویکردی برای دانشگاه دارد که مورد قبول ما هم هست، البته مورد قبول بخش‌هایی از جامعه نیست اما روی این رویکرد ایستاده و هزینه هم پرداخته است. این در جامعه ما ارزشمند است.

 

خاتمی خاطرنشان کرد: آثار مثبت و برکات کار دولت را در عرصه اقتصادی، فرهنگی و بخصوص در عرصه سیاست خارجی مشاهده می‌کنیم. باید انصاف داد؛ رساندن تورم بالای چهل درصد به 4-23 درصد کار بسیار بزرگی است. آن هم در وضعیتی که کشور در تحریم و دارای مشکل است، سرمایه گذاری در آن صورت نگرفته و رشد اقتصادی نیز در دو سال پیش 5.5 درصد منفی بوده است. این رکود تورمی حاکم بر جامعه، بیکاری، گرانی و مسایل دیگری که وجود داشت، واقعا وحشتناک بوده است. بدتر از آن لطمه‌ای است که به زیرساخت‌های کشور در عرصه‌های مختلف خورد. این مشکل را نمی‌توان یک شبه حل کرد اما پایین آوردن تورم حدود 46 درصدی به 4-23 درصد واقعا کار بزرگی است؛ البته باید این را در جامعه توجیه کرد.

 

وی توضیح داد: کاهش تورم به معنای ارزانی در جامعه نیست بلکه نشان دهنده کاهش شدت گرانی در جامعه است. به این معنا که اگر امسال برای خرید باید 45 درصد بیشتر نسبت به قیمت سال گذشته می‌پرداختند، در حال حاضر باید 24 درصد بپردازند یعنی 20 درصد کمتر می‌پردازند اما هنوز نسبت به سال گذشته 25 درصد گران شده است. نمی‌توان انتظار داشت که ارزانی شود. بله! ما هم دوست داریم ارزانی باشد اما مگر دولت گفته بود که ظرف یکسال ارزانی ایجاد می‌کند؟ می‌توان گفت مسیر، مسیر درستی است و در حال پیش رفتن است اما در مسایل سیاسی و فرهنگی کمی مشکلاتی وجود دارد که اتفاقا خود آقای روحانی هم تحت فشار هستند.

 

وی ادامه داد: به اعتقاد من برخوردهایی که صورت می گیرد، بیش از این‌که با هدف تحت فشار قرار دادن جناح‌های سیاسی باشد، برای فشار آوردن به آقای روحانی است تا به او بگویند ما هنوز هستیم و قدرت داریم و نمی‌گذاریم به آن شکل که شما می‌خواهید کار انجام بگیرد. در عرصه‌هایی که می‌توانند و دست‌شان می‌رسد حتی در زمینه مذاکرات خارجی هم بسیار تلاش می‌کنند اما باید انصاف داد که خوشبختانه رهبری حمایت می‌کنند و دل‌شان می‌خواهد با آبرومندی و حفظ مصالح ملی و انقلابی مسایل حل شود.

 

رییس بنیاد باران افزود: دولت آقای روحانی امکاناتی بی‌نهایت ندارد باید پیشرفت کارها را با توجه به امکانات ارزیابی کند دولت در انجام مسوولیت خود اولویت‌هایی را در نظر می‌گیرد و همه دولت‌ها همین‌طور هستند، ما هم همین‌طور بودیم. ما این اندازه سرمایه نداریم که برای حل همه این مشکلات به کار اندازیم، البته باید حل همه مشکلات، مورد توجه دولتِ آینده‌نگر و گسترده‌اندیش باشد و فکر کند اما در عمل بالاخره باید اولویت‌هایی را در نظر بگیرد. اولویت ایشان این بود که مشکل خارجی را حل کند یعنی مساله‌ای که چنگ بر گلوی کشور انداخته و دولت و کشور را به نفس نفس انداخته بود و این رویکرد درستی بود.

 

وی گفت: مشاهده می‌شود که فضا نیز بسیار متفاوت شده است و آثار روانی آن در جامعه وجود دارد؛ حتی بخش قابل توجهی از موفقیت‌های فعلی در اقتصاد، تاثیر روانی رویکردی است که دولت دارد. البته تا حدی نیز امکاناتی عینی فراهم شده است. بخشی از دارایی‌های کشور بیشتر در اختیار مردم قرار گرفته، روابط با خارج از کشور بیشتر و بهتر شده است. به هر حال توسعه و پیشرفت جز با همراهی جامعه بین الملل، استفاده از ثروت جامعه بین الملل، استفاده از دانش و فناوری های جدید و نیز حضور در بازارهای جهانی میسر نیست. نمی‌توان درهای کشور را به روی دنیا بست و پیشرفت هم کرد. در آن صورت مانند آلبانی می‌شویم که در زمان انورخواجه و کمونیست‌ها وجود داشت یا چیزی نظیر کره شمالی فعلی که می‌دانیم چقدر وضع مشکلی دارد.

 

وی یادآوری کرد: ما باید با حفظ منافع و اصولی که داریم، با دنیا رابطه داشته باشیم. هر دولت متعهدی باید پایبند به مصالح ملی و منافع کشور باشد و سر منافع و مصالح کشور کوتاه نیاید اما بتواند رابطه برقرار کند. دو اصل تنش‌زدایی و تعامل که در دولت ما بود، همین بود. در آن دوره هم تنش‌زدایی به معنای کوتاه آمدن سر مصالح نبود؛ البته تاریخ قضاوت خواهد کرد. امروز هم می‌توان قضاوت کرد که در آن هشت سال بیشتر منافع، مصالح و عزت ملی حفظ شد یا بعد از آن؟ در عین حالی که از امکانات دنیا استفاده شد.

 

خاتمی در ارائه مثالی به منطقه عسلویه اشاره کرد و گفت: منطقه عسلویه، زمینی خشک، شور و بیابانی بود که به کانون زنده تولید اقتصاد با متجاوز از هفتادهزار نیروز کارآمد تبدیل شد. ما سالی هفتصد، هشتصد نفر فقط از فارغ التحصیلان دانشگاه های خودمان را در آن‌جا می‌گرفتیم؛ به علاوه بسیاری از نیروهای کار تخصصی، با مهارت و نیز نیروهای خارجی در آن‌جا کار می‌کردند. شاید در آن دوران متجاوز از سی-چهل میلیارد دلار پول در عسلویه سرمایه‌گذاری شد که بخش قابل توجهی از آن از امکانات خارجی بود که هم از تکنولوژی خارجی و هم از سرمایه‌های خارجی استفاده می‌کردیم. متاسفانه وضعیت ما به گونه‌ای بود که مشارکت خارجی که ارزان‌تر و بهتر تمام می‌شد، چندان آسان نبود اما به صورت فاینانس و بیع متقابل سرمایه‌گذاری شد. کل صادرات غیرنفتی ما در دوره اصلاحات شامل ده تا دوازده میلیارد دلار می‌شد، در حالی که آقای احمدی نژاد به درستی می‌گوید که متجاوز از بیست میلیارد دلار صادرات غیرنفتی داشته است. در این مساله باید دید این صادرات غیرنفتی چیست؟ عمده آن پتروشیمی بود. این نکته قابل توجه است که در زمان آمدن من به دولت، 500میلیون دلار درآمد پتروشیمی بود و وقتی از دولت می رفتم، صادرات پتروشیمی کشور حدود سه میلیارد دلار بود. و مرتب طرح‌ها به ثمر رسید تا زمانی که ایشان می‌رفت شش-هفت میلیارد دلار فقط پتروشیمی بود که صادر می‌شد. این موارد را به درستی، جزو صادرات غیرنفتی آوردند؛ البته ما میعانات نفتی را جزو درآمد نفتی حساب می‌کردیم و آقایان حساب نمی‌کردند.

 

خاتمی گفت: با سرمایه‌گذاری آن روز و با تنش‌زدایی و تعامل با دنیا با حفظ مصالح کشور بود که مملکت کار کرد. ما کار می‌کردیم و خط قرمزهای منطقی و معقول هم داشتیم که ما کلا رعایت می‌کردیم البته مهم‌ترین خط قرمز باید این باشد که منافع و مصالح ملی لطمه نبیند. البته هر کاری انجام شود، کسانی که طرف مقابل ما در دنیا هستند، بهانه‌جویی می‌کنند، گرچه من معتقدم که دولت فعلی آمریکا می‌خواهد ماجرا حل شود و شاید در زمان ما بیشتر بازیگری می‌کردند. به همین دلیل بود که ما هم تدبیر کردیم و طرف‌مان را اروپایی‌ها قرار دادیم. آمریکا کنار بود در حالی که بعد از دولت اصلاحات، ابتکار عمل در مقابله با ایران به دست آمریکا و بعد هم شورای امنیت افتاد. منظور این است که تمام حرف امروز ما این است که تحریم‌ها لغو شود در حالی که زمان ما اصلا تحریم‌های شورای امنیت نبود که بخواهد لغو بشود. به هر حال آقای روحانی اولویت خود را این موضوع قرار داده که انصافا هم کار درستی است.

 

وی اظهار کرد: شاید بتوان گفت دولت در مسایل سیاسی و فرهنگی از جمله حصر و زندانیان می توانست بهتر عمل کند اما این را هم باید گفت که این موضوعات دست دولت نیست امکانات دولت محدود است و نمی‌تواند در همه جا صرف شود. از سوی دیگر می‌توان گفت که امکان داشت کمی جدی تر با این مساله برخورد می‌شد و مطالبه دولت در این زمینه بیشتر بود. از جمله اولویت‌ها در این زمینه این است که لااقل به وضع زندگی آن‌هایی که محصور و محبوس هستند، رسیدگی شود که انصافا آقای روحانی در این زمینه کار کرده‌اند و کسانی مامور شده‌اند که به وضع زندگی و بخصوص سلامت این عزیزان بیشتر رسیدگی کنند.

 

وی در ادامه به نسبت میان فرهنگ و سیاست اشاره کرد و گفت: هیچ سیاستی نیست که مبتنی بر یک سلسله رویکردهای فکری و ارزشی نباشد و اصلا بینشی که انسان نسبت به جهان و انسان دارد، در اینجا به نوعی اولویت در فرهنگ و تاثیرگذاری آن در سیاست مشاهده می‌شود اما وقتی سیاست که با زندگی روزمره مردم و عینیت زندگی سر و کار دارد، مستقر شد به نوبه خود در فرهنگ اثر می‌گذارد. به این معنا که اگر از دل فرهنگ، یک سیاست استبدادی درآید، خود این استبداد سبب تقویت فرهنگ استبدادی می‌شود یا اگر سیاست، سیاست مبتنی بر تکنولوژی باشد، خود تکنولوژی روی اخلاق، رفتار و فرهنگ انسان‌ها اثر می‌گذارد.

 

رییس بنیاد باران با توجه به این‌که حاضران از دانشجویان دانشگاه مفید؛ دانشگاهی با گرایش اسلامی و در حوزه علمیه قم بودند، گفت: مساله دیگری که در حال حاضر اهمیت بسیاری برای ما دارد، و در حوزه علوم انسانی در خور توجه است این است که با انقلاب بزرگ‌مان به کدام سو می‌رویم و می‌توانیم برویم و تکلیف ما را نسبت به نظام و جامعه و انقلاب‌مان بیشتر روشن می‌کند.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

من از بیگانگان هرگز ننالم

آقامعلم عصبانی دفتر را روی میز کوبید و داد زد :  مهدی …پسرك  خودش را جمع و جور

کرد ، سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای

لرزان گفت : بله آقامعلم؟

معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد ، به چشمهای سیاه و مظلوم

پسرك  خیره شد و داد زد : ((چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو

سیاه و پاره نکن ؟ ها؟فردا پدرت  رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی

بی انظباطش باهاش صحبت کنم ))

پسرك  چانه لرزانش را جمع کرد …بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گفت :

آقامعلم …مادم مریضه …ودیشب بمن گفت  .....بابام رفته به جبهه گفته 45 رزو دیگه میاد … اونوقت دفتر برایم می خره

آقامعلم میشه مامانم رو بستری کنیم که دیگه ازبینی اش  خون نیاد …اونوقت میشه

 برای خواهرم ...............شیر خشک بخریم که شب تاصبح گریه نکنه … اونوقت …

اونوقت مادرم قول  بمن و بردار و خواهرم داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم ساسان رو پاک نکنم و توش بنویسم … و برای اسماعیل و خواهر كوچكم مداد بخرد...

اونوقت قول می دم مشقامو بنویسم …

معلم صندلیش را به سمت تخته چرخاند و گفت : بشین  مهد ی جان  …

و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد …

آقامعلم  ...گفت مهدی ...من برایت دفتر می خرم ...با مدیر و معلم ها صحبت می كنم مامانت در بیمارستان آستاراب بستری كنیم..

---------------

 اقا معلم با صدای بلند داد زد اسماعیل چرا همیشه لباسهایت خاكی ...

فردا بابات بگو بیاید مدرسه وضعیت تو را مشخض كند..

اسماعیل گفت اقا بابام جبهه است ...

اقا معلم با عصانیت گفت ..همین است  پدر وظیفه خودش بزرگ كردن بچه است  می رود جبهه ..پسر از این بدتر نمی شود..

آقا معلم پسرك را از كلاس بیرون كرد ...

زنگ كلاس زده شد ... 

اقا معلم وقتی از مدرسه می خواست از مدرسه بیرون برود دید چند دو دانش آموز راهنمایی یك دانش اموز دوم دبستانی را به تیر برق بستن با طناب..

 جلو رفت گفت اسماعیل تویی.. گفت بله آقا..

طناب را باز كرد اسماعیل را پایین آورد ...

گفت اسماعیل چرا از تیر برق با طناب بستن تو را ..

دانش آموز گفت آقا این دو نفر دانش آموز راهنمایی هر روز صبح و بعداز تعطیلی مدرسه  من بردارم مهدی را به تیربرق می بندند و می گویند..

فردا كه انقلاب شكست خورد تو و پدر و خانواده ات را ما مجاهدین این طور به تیر برق آعدام خواهیم كرد....

معلم اشكی ریخت...

 

سحر بلبل حکایت با صبا کرد

که عشق روی گل با ما چه‌ها کرد

 

از آن رنگ رخم خون در دل افتاد

و از آن گلشن به خارم مبتلا کرد

 

غلام همت آن نازنینم

که کار خیر بی روی و ریا کرد

 

من از بیگانگان دیگر ننالم

که با من هر چه کرد آن آشنا کرد

 

گر از سلطان طمع کردم خطا بود

ور از دلبر وفا جستم جفا کرد

 

خوشش باد آن نسیم صبحگاهی

که درد شب نشینان را دوا کرد

 

نقاب گل کشید و زلف سنبل

گره بند قبای غنچه وا کرد

 

به هر سو بلبل عاشق در افغان

تنعم از میان باد صبا کرد

 

بشارت بر به کوی می فروشان

که حافظ توبه از زهد ریا کرد

 

وفا از خواجگان شهر با من

کمال دولت و دین بوالوفا کرد

 

  و بعد اسماعیل پرسید بردارت كجاست گفت مهدی به خانه فرار كرد...
معلم اسماعیل را در بغل كرد ..و گفت اسماعیل تا زمانیكه بابات از جبهه بر نگشته تو پسر من  هستم ..هر كاری داشتی بمن بگو....پسرم... من از بیگانگان هر گز ننالم ..
----------
تكرار تاریخ ..تاریخ تكر می شود ما احساس نمی كنیم..
 بعداز سالها من درجه دارارتش شدم و بعلت مجروحیت درجه داربازنشست ارتشی شدیم.. مهدی در سن 12 سالگی عضو بسیج شد و من سنم نمی رسید اما در سال 1367 عضو شدم كه دیر شده بود....مهدی از سال 66 تا 67  به جبهه رفت در حالی كه دانش اموز راهنمایی بود.. جانباز بسیجی دانش آموز شد... پدر جانباز 65 درصدم (59 تا 63 حضور بعنوان بسیجی در جبهه) بعداز سالها و جانبازی و در بستر كار افتادگی .وبیماری در بیمارستان آستارا به خیل دوستان بسیجی اش رسید...

  مهدی كه تا حالا یك ریال از بسیج و اداره جانباز ان ندارد با اینكه نزدیك به 9 نه  ماه منطقه بسیجی دارد و كار ت جانبازی دارد ..می گوید من وظیفه ام را انجام دادم ..حتی یك لوح تقدیر هم به مهدی تا حالا ندادند..  و من هم بعداز بازنشستگی از ارتش بعلت مجروجیت تاكنون پنج كتاب نوشتم و اولین وبلاگ نویس ایرانی و سالهاست روز نامه نگار ی می كنم..ریس و عضو شورای اسلامی سیبلی بود... در سال 92 مطابق ماده 26 بند ج و د یعنی عدم التزام به اسلام و ولایت فقیه  و قانون اساسی رد صلاحیت شدم ..و مجوز هفته نامه آبادگران شمال  و روز نامه الكترونیكی مرا با این بند ندادند ...
مهدی كه در تاكسی تلفنی با پیكان كهنه اش كار می كرد ..سهمیه كارت سوخت تاكسی تلفنی اش را بستند ..مهدی خواست یك تاكسی تلفنی در سیبلی مجوز بگیرد ندادن...مهدی بعلت موج گرفتگی تا دوم دبیرستان درس خواند..كسی هم تاكنون از بسیج و سپاه سراغش را نگرفتند مثل اینكه كلا مهدی جبهه نرفته .... با اینكه پدر جانباز 65 درصد بسیجی مهدی سالها  بیماری و كار افتادگی و زمین گیری بعلت جانبازی در بیمارستان استارا شهید شد ..نگذشتند حكم شهادت پدرش صادر شود ..اما به یك نفر .. بماند ....
جالب اینجاست..می دانید  چه كسانی باعث رد صلاحیت من  برای شورا و هفته نامه و روز نامه مرا  و سهمیه كارت سوخت  تاكسی تلفنی  مهدی   قطع كردند و مجوز تاكسی تلفنی به مهدی ندادند  ( اما به افرادی كه یك روز جبهه نبودند و كاری برای انقلاب نكرده بودند بعداز مهدی مجوز تاكسی تلفنی دادند..) و حكم شهادت جانباز 65درصد حاج اسدالله  ندادند ... همان هایی بودند كه   من و مهدی را به تیر برق می بستند....امروز با نفوذی كه دارنند این بلا ها را سرما دو بردار و خانواده هایم آوردند..ما را ضد انقلاب معرفی می كنند خودشان شدند بسیجی و رزمنده (یك روز جبهه نرفتند با اینكه سن بالای 20 سال زمان جنگ داشتند..).. من و مهدی و خانواده  باید بسوزیم و بسازیم ...ما خودمان می دانیم  انقلاب  و قانون اساسی را دوست داریم و حتی دوباره حاضریم به شهادت برسیم...این آنها هستند دوباره جا می زنند.... خدا بزرگ است..ز ندگی و تاریخ تكرار می شود..ما هم فرزندان انقلاب هستیم طلبكار انقلاب نیستم ..مثل  آنها نیستم دیروز فرزندان جانبازان و بسیجان را به تیرر برق ها بنیدیم و مردم را بر علیه انقلاب و امام و دفاع مقدس تشویق نمی كردیم...و امروز همانها در آستارا لوح تقدیر و تشویق و گروه ازبسیج می گیرند ( یك روز به جبهه نرفتند ) و ما رذد صلاحیت و محروم شدن از حق قانونی ..ما باز فرزندان انقلاب هستیم همین اینكه ولایت فقیه  و اسلام در كشور بر قرار است خدا را شكر... اسماعیل اسدی دارستانی

 مجموعه اشعار و دكلمه های اسماعیل بابا...dardnews.ir



-----------------------------

آستارا نیوز:   

 www.astaranews.com

 

درد نیوز :

www.dardnews.ir

 

ایران نیوز:

www.irannews1.ir

 

شعر بسیجی : بسیجی گمنام خط امام-- شهر تهران بزرگ

 

فصل های پیش از این هم ابر داشت    بر كویرم بارشی بی صبر داشت

اینك اما عده ای آتش شدند                 بعد كوچ كوه ها آرش شدند

بعضی از آنها كه خون نوشیده اند         ارث جنگ عشق را پوشیده اند

بزدلانی كز هراس ابتر شدند             از بسیجی ها بسیجی تر شدند

تو چه می دانی تگرگ و برگ را          غرق خون خویش، رقص مرگ را

تو چه می دانی سقوط «پاوه» را       «عاصمی» را «باكری» را «كاوه» را

هیچ می دانی «مریوان» چیست؟ هان!  هیچ می دانی كه «چمران» كیست؟ هان!

هیچ می دانی بسیجی سرجداست؟   هیچ می دانی «دوعیجی» در كجاست؟

این صدای بوستانی پرپر است          این زبان سرخ نسلی بی سر است

با همان هایم كه در دین غش زدند       ریشه اسلام را آتش زدند

پای خندق ها احد را ساختند           خون فروشی كرده خود را ساختند

زنده های كمتر از مردارها                   با شما هستم، غنیمت خوارها

بذر هفتاد و دو آفت بر شما                    بردگان سكه! لعنت بر شما

باز دنیا كاسه خمر شماست         باز هم شیطان اولی الامر شماست

با همان هایم كه بعد از آن ولی        شوكران كردند در كام علی

زخمی ام، اما نمك... بی فایده است  درد دارم، نی لبك.... بی فایده است...

---------------

dardnews.ir






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

3500آسفالت سیبلی آستارا كجا رفته است

3500آسفالت سیبلی آستارا كجا رفته است

درست امسال چهارمین سا ل است .كه بنابر تایید استانداری گیلان و 3500 متر آسفالت روستای سیبلی تامین اعتبار شد و اسما تمام كوچه های سیبلی به استانداری توسط بخشداری لوندویل اعلام ..كلا تامین اعتبار ابلاغ شد..هنوز نمی دانیم..این 3500 متر تامین اعتبار شده روستای سیبلی بخش لوندویل آستارا كجا رفته..شاید بجای  ارسال به سیبلی آستارا اشتباها به سیبلی روسیه ارسال شده است بارها از مسئولان شهرستان و بخش پی گیریی كسی جوابگو نیست ....

 واما ..

اقای نجفی استاندار محترم  روستای سیبلی در نقطه  صفر مرزی ساحلی و مرزی است در 8 كلیومتری شهر  استارا اینجا چسپیده به جاده اصلی و بین المللی  و روبروی مجتمع ساحلی سیبلی آستارا  و نرسیده  2 كلیومتری شهر لوندویل و امازادگان  آستارا است ....

http://www.astara.ir/uploads/emam2_307.jpg


دولت تدبیر و امید قرار بود امید و تدبیر به ارمغان بیاورد ..در كوچه بوستان جنوبی روستای سیبلی روبروی مجتمع جهانگردی و توریستی صدف سیبلی آستارا  اهالی كوچه در نیم متر آب باران گیر افتادن  و خودرو ها شخصی قار به رفت و امد نیستند .....و مردم برای رد شدن از نیم آب باران از داخل كوچه شلوار خود را در می اوردند با شورت  از آب خارج و دم جاده شلوار می پوشند و در این   سه روز باران هنور بخشداری لوندویل و دهیارسیبلی به مشكلات این اهالی كه بالای 50  خانوار هشتند رسیدگی نكردند و من شخصا به بخشدار مراجعه  اما دستور رسیدگی داد و  چند شن ریختن  و كلا كوچه ما تبدیل به باتلاق رسمی شد ..خواستن یك چشم كور را درست كنند اون یكی چشم را هم كور كردن...
لازم بذكر است كوچه بوستان جنوبی  خاكی است با اینكه چهار سال است استانداری با آسفالت این كوچه موافقت نموده است خبری نیست حتی شن ریزی نمی شود و مسجد ابوالفضل سیبلی داخل این كوچه می باشد و مجتمع گردشگری و ساحلی صدف سیبلی روبروی این كوچه می باشد.
توضیح اینكه مشكل مردم با چند خودرو خاك (سنگ ریزه ) حل می شد در صورتیكه دهها میلیون كمك دولت در حساب دهیاری سیبلی موجود است ...
تصویر كوچه بوستان جنویس سیبلی بخش لوندویل آستارا - 20 متر عرض و نیم متر عمق-

baran


كوچه بوستان سیبلی كلا زیر و رو شده است غیر قابل تردد است كسی رسیدگی نمی كند
تابستانها روستا مشكل آب دارد و پاییز و زمستان بارانگی و قطعی راه ارتباطی

چرا به محرومیت روستا سیبلی در 5 كلیومتری مرز ایران و یك روستای مرزی رسیدگی نمی شود..مردم كوچه از داخل آب رفت آمد می كردند ..چرا 3500 مترآسفالت تامین اعتبار شده چهار پیش سیبلی داده نمی شود به تمام رو.ستاها كه با سیبلی آسفالت تامین اعتبار شده بود داده شد...آسفالت مصوب و تامین اعتبار شده  سیبلی كجا رفته است..لازم به توضیح است روستای كه بالای 5 شهید و چندین جانباز به هشت سال دفاع مقدس و انقلاب تقدیم  كردند .این روستای 1700 نفر جمعیت دارد..

.. با تشكر ... اهالی سیبلی
منبع: درد نیوز DARDNEWS.IR




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اسماعیل اسدی دارستانی


زندگینامه اسماعیل اسدی دارستانی  فعال حقوق بشر و محیط زیست  فرزند سبلان از آستارا

استاد اسماعیل اسدی دارستانی از چهرهای ماندگار کشور-درجه دار بازنشسته ارتش ، فرزند جانباز شهید، نویسنده و محقق روزنامه نگار و وبلاگ نویس بین المللی و... فعال حقوق بشر و محیط زیست و مستند ساز حقوق بشر و محیط زیست جهانی و مدیر مسول خبر گزاری حقوق بشر و محیط زیست جهانی..dardnews.ir-astaranews.com/irannews1.com

 اولین وبلاگ نویس و آشنا به سایت نگاری در ایران ..فرزندی از سبلان ایران ..
استاد اسماعیل اسدی دارستانی بازنشسته ارتش . فعال حقوق بشر و محیط زیست و نظریه پرداز و.پنج کتاب ایشان تاکنون چاپ شده است و امسال کتاب بررسی حقوق بشر و محیط زیست ایشان به چاپ رسید. روزنامه نگار سردبیر خبر گزاری حقوق بشر و محیط زیست جهانی و عضو شورای اسلامی سیبلی وبلاگ نویس بین المللی .

وی می گوید: در سال 1372 بخاطر مسایل كاریم دوره انترنت با انترنت آشنا شدم زمانی بود كه به هركس توضیح می دادم قدرت انترنت مرا تمسخر می كردند می گفتند این كار غیر ممكن است ..جزو اولین وبلاگ نویس ایرانی بودم زمانی كه به استارا نقل مكان كردم بعلت بازنشستگی بعلت مجروحیت در حین خدمت  ..اوایل كه در رشت و استارا از وبلاگ می گفتم جدی نمی گرفتند الان در سطح كشور من بالای 2000 نفر مستقیم دوست دارم كه با تشویق من در اصفهان و اردبیل و‌اذربایجان و كردستان و زاهدان و مشهد و تهران و رشت وبلاگ نویس شدند از وبلاگ نویسان معروف شدند بعضی وقتها افرادی با من تماس تلفنی به آنها آموزش وبلاگ سازی و وبلاگ نویس یاد دادم .. ولی طراحی سایت سخت است حضوری به خیلی ها در تهران ورشت و آستارا آموزش دادم .....و كسی نیست كه در فضای مجازی مرا نشناسد ..من در هر شهری در ایران از طریق وبلاگ نیوس دوستان خوبی دارم اگر كسی در شهری كار یدارد من بدون اینكه افراد بینم تلفن دوست وبلاگ نویسم مثال در سمنان یا تهرانم یا كردستان و زاهدان یا تبریز می دهم مشكلاتشان حل می شود ..بله من یكی از اولین وبلاگ نویس های موفق ایران  هستم ...

اسماعیل اسدی دارستانی كارشناس حقوق بین الملل خصوصی  و طراح سایت  و كارشناس تجربی سایبری و رایانه پیشرفته  می باشد ...متولد 1353 آستارا متاهل و دارای یک فرزند نویسنده و محقق و روزنامه نگار ملی و مستند ساز فیلم  ،درجه دار بازنشسته ارتش ،عضو خانواده شاهد انقلاب ،و.پنج کتاب ایشان تاکنون چاپ شده است و امسال کتاب بررسی حقوق بشر و محیط زیست ایشان به چاپ رسید قبلا کتابهای 1- خدمت و مدیریت نظامی وظیفه ارتش از دیدگاه اسلام 2-تا زنده ام بسیجی ام 3- داستانهای آسمانی 4- سر گذشت تالشان 5- بررسی تاریخ حقوق بشر و محیط زیست به چاپ رسیده است و نگارش و چتاپ نویسنده : 1- حکایتها و مثالها 2- مشاهیر و چهر های ماندگار ایران و جهان 3- نبرد من 4- تکرار تاریخ 5- بررسی محیط زیت و منابع طبیعی 6-حکومت ای ایران و چند رمان از جمله ه سرودهای بنام اسماعیل بابا که بعداز تمام و ویرایش به چاپ خواهد رسید.

کتاب ›های چاپ شده استاد اسماعیل اسدی دارستانی منبع : خبر گزاری حقوق بشر و محیط زیست جهانی eadnews.com  كه فیلتر شد و آستارا نیوز روزنامه ایران زمین(astaranews.com-dardnews.ir-irannews1.ir) اسماعیل اسدی دارستانی نام پر آوازه فعالیت حقوق بشری و محیط زیست جهانی دارد اولین وبلاگ نویس ایرانی می باشد  و  از سال 1381 تا کنون چندین بار دستگیر و محاکمه زندانی و شنکجهگردیده است و یك  مورد قبل از انتخابات 1390 اسفندماه بهمراه همسرش بجرم فعال حقوق بشری و مدنی بازداشت و در تاریخ 12 اسفندماه نود نیز با مصوبه شورای تامین بازداشت و شنکجه گرذدید که ایشان برای برقرارذی حقوق بشر در جهان و برقراری فدارلیسیم  اسلامی در ایران مبارزه مدنی می کند... و بارها تاكنون بعلت متعدد فعالیت حقوق بشری و محیط زیستی و وبلاگ نویسی تاكنون بارها دستگیر  و محاكمه و بازجویی و جریمه شده است و وی تاكنون بالای 11 بار توسط افراد خود سر ربوده و با شكنجه و ضر و ب شتم در حد كشت در خیابان رها گردیده است و اخرین مورد دستگیری وی كه بعنوان خبر نگار یكی از خبر گزاری های كشور در حال تهیه خبر بود و حتی افراد خود سر برای ترساندنش وی را در سال 1390 در داخل تابوت گذشته و میخ زدند و صبح فردا رهایش كردند ...و دیگر مسایل ....(20 سال سابقه خبرنگاری و نویسندگی و وبلاگ نویسی و حقوق بشری و مستند سازی دارد )..بعلت فعالیت حقوق بشری و تهیه خبر در سال 1393بعنوان خبر نگار دستگیر و بمدت شش روز بازداشت ..در بازداشتگاه بر سر شنكجه و ضربه مغزی بیهوش بمدت 24 ساعت بیهوش و به بیمارستان دولتی اعزام و بعداز مداوا به زندان عمومی منتقل می گردد...به قید وثیقه ازاد می گردد..نامبرده طی نامه محرمانه یكی از سازمانها..به خبر گزاری كه وی در آن مشغول بود از كار بعنوان منع شد ..كه در این امر یكی از نمایندگان مجلس در این امر دخیلی بود...وی تاكنون  با اینكه بالای 29 سال خبر نگاراست ..از سال 1380 چندین بار تشكیل پرونده داده برای تاسیس هفته نامه آبادگران شمال رد صلاحیت شده است و همچنین روز نامه الكترونیكی وی كه از سال 1379 تاسیس شده است  نیز درخواست پروانه فعالیت نموده است كه برای پرانه فعالیت روزنامه الكترونیكی درد نیوز هم رد صلاحیت شده است ....توضیح اینكه : وی كه عضو شورا و ریس شورای سیبلی آستارابود در سال 1390 بعلت عدم التزام به ولایت فقیه - اسلام - قانون اساسی ج ا ا رد صلاحیت شد بدون سند و مدرك ..كه این موارد توسط یك وزارت خانه و شش مورد اتهام ثابت نشده توسط یك ارگان به ایشان زده  شده بود در این امر نیز یكی از رجال سیاسی  آستارا و نوچه های رحیم مشایی دست داشتند...نامبرده را هیچ وقت ضد انقلاب ندانسته خود را مدافع انقلاب و قانون اساسی بعنوان یك فعال حقوق بشر منتقد می داند ....

منبع آستارا نیوز:astaranews.com

كتابهای اسماعیل اسدی دارستانی نویسنده و محقق و روز نامه نگار و پژوهشگر دینی - فعال حقوق بشر و محیط زیست...

1- خدمت و مدیریت نظامی از دیدگاه اسلام 

2-  تا زنده ام بسیجی ام

3.
داستانهای آسمانی ایران  
داستانهای آسمانی ایران پدیدآورنده: اسماعیل اسدی دارستانی
ناشر: انتشارات بلور - 06 تیر، 1388
قیمت پشت جلد:  18000 ریال

در حال حاضر این کتاب در سایت عرضه نشده است.
4.
سرگذشت تالشان: تالشان جنوبی (غرب گیلان) ایران: آستارا، تالش، رضوانشهر، ماسال و شاندرمن  
سرگذشت تالشان: تالشان جنوبی (غرب گیلان) ایران: آستارا، تالش، رضوانشهر، ماسال و شاندرمن پدیدآورنده: اسماعیل اسدی دارستانی
ناشر: انتشارات بلور - 1
قیمت پشت جلد:  33000 ریال

در حال حاضر این کتاب در سایت عرضه نشده است.
5.
بررسی تاریخ حقوق بشر و محیط زیست: همراه با منشور کوروش کبیر و منشور حقوق بشر جهانی و منشور محیط زیست و منابع طبیعی  
بررسی تاریخ حقوق بشر و محیط زیست: همراه با منشور کوروش کبیر و منشور حقوق بشر جهانی و منشور محیط زیست و منابع طبیعی پدیدآورنده: اسماعیل اسدی دارستانی
ناشر: پیام سبحان - 20 اسفند، 1390
قیمت پشت جلد:  95000 ریال
 

 چهار كتاب و‌اثار این نویسنده در حال تالیف و مراحل چاپ است ...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فعال حقوق بشر کیست؟

فعال حقوق بشر کیست؟ اسماعیل اسدی دارستانی کارشناس و فعال حقوق بشر و محیط زیست

بحث حقوق بشر ..قرن بیستم خاصه بعد از جنگ جهانی دوم بسیار مورد توجه قرار گرفت به گونه ای که یکی از اهداف سازمان ملل متحد پیشبرد و تشویق احترام به حقوق بشر و آزادیهای اساسی برای همگان بدون تمایز از حیث ن‍ژاد، جنس، زبان مذهب و … اعلام شد

 

وَإِن كَانَ طَآئِفَةٌ مِّنكُمْ آمَنُواْ بِالَّذِی أُرْسِلْتُ بِهِ وَطَآئِفَةٌ لَّمْ یْؤْمِنُواْ فَاصْبِرُواْ حَتَّى یَحْكُمَ اللّهُ بَیْنَنَا وَهُوَ خَیْرُ الْحَاكِمِینَ ﴿87 اعراف ﴾

( شعیب بمومنان گفت )اگر به آنچه من از طرف خدا مامور بتبلیغ آن شده ام گروهی ایمان آوردند و گروهی ایمان نیاورده و بخصومت برخاستند شما مومنان که ایمان آورده اید صبر پیشه کنید تا خدا میان ما و آنها داوری کند او بهترین دادخواهانست

(ج18 فرهنگ قرآن ، ص250)

گـاهــﮯ نـدانـسـتـﮧ از یــک نـفـر بـتـﮯ درســت مــیـکـنـﮯ

آنــقـدر بـزرگ کـﮧ از دســت ابـراهـیـم نـیـز کــارـﮯ بـر نـمـﮯ آیـد

پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری

آن است که بعد از هر زمین خوردن

دوباره برخیزی

من عمر خود را در یاری به مردم سپری کردم.
نیکی به دیگران در من خوشدلی و آسایش فراهم می ساخت
و از همه شادی های عالم برایم لذت بخش تر بود.

 کوروش بزرگ

آستارا نیوز  اسماعیل اسدی دارستانی کارشناس حقوق بشر : اگرچه تبعات ناگوار دو جنگ جهانی و هراس از تکرار آن ملل متحد را به دور هم گرد آورد تا اهرمهایی هرچند ضعیف برای پیشگیری از جنگ طراحی کنند، اما دغدغه ای که از آن زمان به بعد و حتی قبل از آن هم همواره وجود داشته و دارد، تنها توسل به زور و قدرت نمایی دولتها در قبال یکدیگر نبود، بلکه گردنکشی حاکمیت ها در قبال افراد تحت حاکمیتشان نیز مهم می نمود. از اینرو دولتها با اکراه برای تضمین حقوق افراد تحت حاکمیتشان ناگزیر به پذیرش حداقل هایی تحت عنوان حقوق مدنی و سیاسی و یا حقوق اجتماعی و اقتصادی و بعدها منع شکنجه، حقوق زنان و یا حقوق کودکان و امثالهم طی کنوانسیونهای متعدد بین المللی شدند. این سازوکارها برای آن بود که دولتها ملزم به تایید حقوق طبیعی افراد تحت حاکمیتشان شوند به گونه ای که نتوانند هرطور که خواستند با آنها رفتار کنند. هرچند دولتهایی که اساسا اعتقادی به این مهم نداشتند، به این تعهدات تن نداده و به کنوانسیون مربوطه نپیوستند و یا بیکار ننشسته و تا جایی که در توان داشتند، در زمان تدوین و تنظیم این حداقل ها به بهانه هایی چون شرایط متفاوت مذهبی و فرهنگی برای کاهش تعهداتشان در قبال افراد تحت حاکمیتشان تلاش کردند و یا با اعمال حق شرط عدم تعهد خود را نسبت به ماده و موادی پیشاپیش اعلام کردند. نهایتاً اینکه در مواردی برای جلوگیری از شکایت سایر دول و یا اتباع خود، تن به سازوکارهای اجرایی مثل پروتکل اول میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، ندادند.

این رویه را به خوبی می توان در پذیرش و قبولی اعلامیه جهانی حقوق بشر و سپس در پیوستن و تصویب کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و پروتکل اول آن و نیز حق شرط هایی که به این کنوانسیون و یا سایر کنوانسیونها از جمله کنوانسیون حقوق کودک وارد شده است، به خوبی مشاهده کرد. میزان گرایش دولتها از پذیرش اعلامیه جهانی حقوق بشر تا سایر کنوانسیونها که جنبه الزام آوری داشتند، رفته رفته کاهش می یابد. هرچند اعلامیه هزاره به عنوان معیار مشترک به طور رسمی مورد تاکید قرار می گیرد و با اقبال و پذیرش تمامی کشورها همراه است اما به واقع و در عمل، وقتی اصول آن، جنبه لازم الاجرایی پیدا می کند، نه تنها دولتهای غیرمردمی، تن به آن نمی دهند بلکه در مناسبات سیاسی نیز دولتها هرگز دوستان خود را متهم به نقض حقوق بشر نمی کنند و بیشتر ترجیح می دهند نقض حقوق بشر را در کشورهای غیردوست خود رصد کرده و جار بزنند و نباید نادیده گرفت ایرانیان از زمان باستان قانون مدون داشتند و دارنند و اولین منشور حقوق بشر جهانی توسط ایرانیان بدست كورش كبیر نگاشته شده است و ایرانیان اولین مدافعان حقوق بشر در عالم هستی هستند

خیلی ها فكر می كنند فعال حقوق بشر نباید برای احقاق حق مردم از خشونت یا جنگ حرفی بزند و این در صورتیكه یك اصل قانون اساسی كشور امر به معروف و نهی ازمنكر است یعنی اگر كسی حقوق دیگر مردم را خواست از بین ببرد و با زبان نتوانستی جلوی ظلم را بگیریی می توانی با اعمال زور از حقوق مظلوم دفاع نمود  نمونه بارز مدافعان حقوق بشر در تاریخ اسلام می باشد كه امام حسین برای اجرای امربه معروف و نهی ازمنكر ( همان حقوق بشر ) تسلیم نشد و دراین راه شهید شد و موارد زیادی در تاریخ اسلام می باشد.

اما صرفنظر از عملکرد دولتها در مورد مقوله حقوق بشر که هم مخاطب آنند و هم ناقض آن،‌امروزه به نظر می رسد دفاع از حقوق بشر بیش از آنکه مورد حمایت و یا ترویج قرار بگیرد، اغلب به یک ژست بدل گشته است. امروزه همه دولتمردان دم از حقوق بشر می زنند – البته به مفهومی که خود می خواهند و قبول دارند- و اساساً اکنون هیچ حکومتی نمی تواند صراحتاً حقوق بشری افراد تحت حاکمیت خود را به رسمیت نشناسد بلکه با دستاویزهایی چون نسبت گرایی و شرایط خاص مذهبی و قومی و فرهنگی، نقض این حقوق را توجیه می کنند. به زعم آنها حقوق بشر محدوده جغرافیایی دارد، در حالی که در حقوق بشر، فرد به عنوان جهان شمول بودن مورد نظر قرار می گیرد. با این وصف، نقض حق حیات همان اندازه برای یک کودک مسلمان افغانستانی نارواست که برای یک کودک مسیحی یا یهودی در فلسطین و سرزمینهای اشغالی نارواست. به عبارت دیگر، حقوق بنیادین بشری که ملهم از حقوق طبیعی است یعنی فطرت بشر ایجاب می کند، فارغ از درج در معاهدات و یا فارغ از پذیرش دولت یا دولتهایی لازم الاتباع هستند.

از عملکرد دولتها که بگذریم نوبت به افرادی می رسد که حقوق بشر برایشان ابزاری شده جهت شناساندن خود به جامعه داخلی و جهانی. این اقلیت حظ بسیاری از مطرح شدن به عنوان فعال حقوق بشر می برند. اینان بی آنکه عملکرد یک مدافع حقوق بشر را داشته باشند، به صرف شرکت در کارگاه های آموزشی در مورد حقوق بشر، کنفرانس ها و همایش و یا حتی تحصیل در این رشته، خود را فعال حقوق بشر نامیده و بهتر بگوییم دوست دارند با این وصف نامیده شوند. بعضاً عضویت در گروه، دسته و یا اجزای سازمانی صنفی که متعلق به آنند را حق خود دانسته و گاه با استفاده از منابع مالی صنف، خود در چندین کارگاه آموزشی و امثالهم نیز شرکت می کنند، بی آنکه مفاهیم آموخته شده را در مقام یک فعال حقوق بشر آموزش داده یا ترویج کنند.

این در حالیست که عده ای دیگر در لباس وکیل، دانشجو، استاد و مدافع حقوق بشر  و حتی کارگر به خاطر دغدغه هایی که برای ترویج و احقاق حقوق بشری دارند، همواره به عنوان یک فرد مخالف و یا به زبان امروزی برهم زننده امنیت و امثالهم تحت فشارند. هرچند بسیار تکرار شده که حقوق بشر سیاسی نیست و نباید آنرا سیاسی کرد اما به واقع مگر می شود مطالباتی که افراد از حاکمیت دارند و نسبت به نقض آن معترضند مثل حقوق برابر زن و مرد، انتخابات آزاد و امثالهم از نظر هر حاکمیتی، سیاسی تلقی نشود؟ اقدامات این افراد بی آنکه خود بخواهند و به واقع چنین باشد، «امنیتی» تلقی شده و با همین انگ در تعقیب و به کیفر رساندن آنها حداقل حقوق مندرج در دادرسی عادلانه که برای متهم اعلام شده است نسبت به این عده نقض می شود. شاید از اینروست که در سال 1998 سازمان ملل ناگزیر برای شناساندن و تفکیک «مدافع حقوق بشر» از «مخالف سیاسی» مبادرت به صدور قطعنامه کرد و از آن تاریخ فعالین حقوق بشر بعنوان یك  مسئله حقوقی شناخته شدند و در راستای مدافع حقوق بشر فرد مصون می باشد واین زمان می برد تا این در جهان فرهنگ شود.

سازمان ملل متحد طی این اعلامیه عبارت «مدافع حقوق بشر» را در مورد کسانی که برای حمایت و اجرای حقوق بشر کمک می کنند، به کار برد؛ به گونه ای که حقوق بشر تماماً برای همگی آحاد بشر محقق شود. این افراد می توانند از اقشار مختلف جامعه و با سطح معلومات متفاوتی از قبیل کارمند، محصل، پزشک، معلم، کارگر، وکیل دادگستری، کاسب، قاضی و امثالهم باشند. مطابق این اعلامیه، هرکس که بخواهد می تواند مدافع حقوق بشر باشد. بدیهی است که ذکر هرکس که می خواهد به منزله آن نیست که فقط بخواهد بلکه عملکرد و اقداماتش نیز باید در جهت ترویج حقوق بشر باشد و این اقدامات می تواند در مورد کلیه مصادیق مندرج در هر چهار نسل حقوق بشر باشد.

این اعلامیه، حقوقی نیز برای مدافعان حقوق بشر برشمرده است که می توان به حق دسترسی به اطلاعات مربوط به حقوق بشر، انتقاد و ارائه پیشنهاد به سازمان ها و ارگانهای مربوطه، حضور در محاکم، حق ارتباط با سازمانهای غیردولتی و امثالهم اشاره کرد.

مدافعان حقوق بشر در کشورهای ناقض این حقوق، تحت فشار حاکمیت اند. آنها در قالب فعالین سیاسی و یا امنیتی تحت تعقیب قرار می گیرند و گاه ارتباط با یک رسانه خارجی و حتی سازمانهای غیردولتی خارجی، گزگی به دست حاکمیت داده تا آزادی و امنیت آنها سلب شود. از اینرو آنهایی که جان سالم به در می برند، گاه جلای وطن کرده و برای آزادی عمل خود در مکانی غیر از کشور خود اقامت می کنند.

عده ای بعداز اینكه انترنت به جهان آمد بخصوص ایران  از طریق فضای مجازی سایت و وبلاگ به فعالیت مدافع حقوق بشر پرداختند  و بعنوان شهروند خبرنگار معروف هستند و من اولین كسی بودم كه بعنوان وبلاگ نویس مدافع حقوقبشر و میحط زیست  در فضای مجازی فعالیت كردم و كمتر كسی در جهان است كه نام مرا بعنوان فعال حقوق بشر و محیط زیست نشناخته باشد و بابت این فعالیت وبلاگ نویسی تاوان  زیادی دادم و می دهم..

صرفنظر از آنکه عمل و شغل وکیل دادگستری خواسته و ناخواسته به عنوان مدافع حقوق مردم و یکی از تضمینات دادرسی منصفانه و چه بسا عادلانه، نوعی فعالیت حقوق بشری محسوب می شود، قابل ذکر است که در میان این صنف، بعضاً این تفکر و تصور وجود دارد که حتماً باید برای گرفتن حق موکل به ابزارهای رسانه ای متوسل شد. شکی نیست که گاهی نقض دادرسی عادلانه به قدری مشهود و زننده می نماید که وکیل ناگزیر از توسل به این ابزارهاست، با این وجود، در برخی موارد که لزومی به استفاده از این ابزار، ضروری به نظر نمی رسد، نه تنها زحمات یک وکیل را تحت الشعاع قرار می دهد بلکه برعکس به ضرر موکل نیز منتهی می شود. این در حالیست که عده ای دیگر از همین صنف، داوطلبانه بدون جاروجنجال و تبلیغات و با تجربه ای که کسب کرده اند، تنها به منافع موکل خود فکر کرده و برای حصول آن، لحظه ای دست از کار نکشیده اند. این عده با آنکه کار و تلاششان کاملاً مصداق فعال حقوق بشر است، نه حظی از مطرح شدن به عنوان حقوق بشر می برند و نه از اینکه به این عنوان شناخته نشوند، نگرانند. اما چه مردم عادی و چه حتی اقلیتی در این صنف، «فعال حقوق بشر» بودن را به شناخته شدن در رسانه ها، آن هم به واسطه پیگیری های پرونده هایی خاص موسوم به امنیتی و یا هر پرونده ای که مجال مطرح شدن آنها را داشته باشند، می دانند. شاید از اینروست که اگر با وصف فعال حقوق بشر مورد خطاب و توجه قرار نگیرند، ناراضی خواهند بود.

شخصاً شاهد نقض حقوق زیادی در پرونده های خانوادگی، ثبتی، حقوقی های ساده و دشوار و حتی چک بلامحل و امثالهم در دادگاه ها و غیردادگاهها بوده ام که هر کدام می توانست به اندازه هر پرونده امنیتی حرفی برای گفتن داشته باشد. حال باید پرسید تا چه اندازه با نگاه نقادانه به این قبیل پرونده ها نیز نگریسته ایم؟! آیا کرامت ذاتی انسان، تنها در آن محاکم نقض می شود؟ آیا حق دفاع به واسطه تبصره ماده 128 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری نقض شده و یا در دادگاههای انتظامی و اداری نیز چنین است؟ آیا آزادی بیان را برای هر رسانه ای قبول داریم و یا تنها برای رسانه های همسو با تفکرات و عقاید خودمان؟ به عنوان یک وکیل دادگستری که خواسته و ناخواسته حداقل در حیطه دادرسی عادلانه، کاری حقوق بشری انجام می دهیم، تا چه اندازه در معرفی و شناساندن نسل های حقوق بشری به مردم کوشا بوده ایم؟ آیا به جز حق حیات، آزادی بیان و عقیده و مذهب و امثالهم، از حق بر محیط زیست سالم، حق بر صلح و توسعه نیز سخنی به میان آورده ایم؟ شاید بگویید که وکیل هستیم و تنها از دستمان همین قسم حوزه دادرسی عادلانه بر می آید. آری، چه اگر غیر از آن بود و یا جامعه به رشدی که برآمده از آگاهی نسبت به حقوق خود باشد، رسیده بود نسبت به حقمان بر محیط زیست هم همان اندازه صدایمان در می آمد که نسبت به سایر حقوق بشری مدعی هستیم. به عنوان فعال حقوق بشر، نباید تک بعدی به آن پرداخت، بلکه اصولاً باید همه جانبه و نسبت به تمامی مردم دنیا، همه حقوق را خواهان باشیم.

تعدادی از وکلای دادگستری با تمامی دشواریهایی که پرونده های امنیتی برایشان در پی خواهد داشت، دلسوزانه پیگیر دفاع از حقوق موکلین خود در این قبیل پرونده ها هستند. عده ای از آنها بی آنکه ادعایی داشته باشند، نه تنها چنین پرونده هایی را قبول می کنند بلکه در مقام یک وکیل که کارش دفاع از حقوق موکلش است، هرجا که حقوق متهمی را در معرض خطر ببینند به میدان آمده و برای دفاع از آن تلاش وافری می کنند. برای این عده، تفاوتی هم نمی کند که فرد متهم به ارتکاب جرایم امنیتی باشد یا کلاهبرداری و یا مواد مخدر و یا قتل عمد، آنها به رسالت خود به عنوان یک وکیل دادگستری می اندیشند .

به هر حال، همانطور که پیشتر دیدیم، از روند پیوستن حاکمیتها به کنوانسیونهای حقوق بشری، چنین بر می آید که اساساً آنها روی خوشی به حقوق بشر و تعهداتشان نسبت به افراد تحت حاکمیتشان نشان نمی دهند. همین امر است که فعالین حقوق بشر را وادار می کند که برای احقاق آن، همواره هشیار بوده و متذکر آن باشند. اگرچه فعالین حقوق بشر به موجب قطعنامه سازمان ملل حق دارند که با سازمانهای مختلف حقوق بشری غیردولتی در ارتباط بوده، برای انجام رسالتشان به هر نوع اطلاعاتی دسترسی داشته باشند، اما این امر به دشواری صورت می گیرد؛ خاصه در حکومتهای خودکامه، فعالین حقوق بشر بهای سنگینی برای اهداف متعالی خود باید بپردازند.

در این وانفسا، وکلا مدافعان حقوق بشر  در جهان چون رزمنده ای بدون سنگر در برابر دشمنان خودی و  و غیره  که در میدان مین گرفتار آمده اند، برای حفظ حقوق موکلینشان و محروان جامعه ومردم چنان باید سنجیده گام بردارند که نه به خود آسیب برسانند و نه موجبات تضییع حقوق موکلینشان و مردم  را فراهم آورند. آری، می دانم که دست کم در سازوکارهای قضایی کشور ما، این مهم، بعضاً تکلیفی مالایطاق است. در کشور ما وکیل و مدافعان حقوق بشر ( مدافع حقوق بشر مطابق  قانون اساسی طبق اصل ... بعنوان امر به معروف و نهی از منكر شناخته می شود اما در عمل اجرا نمی شود و این اصل ق ا كشور بیشتر نادیده یا تفسیر لاغیر انگاشته  می شود ) از مصونیت لازمه برخوردار نیست، هر لحظه که می خواهد برای حقوق موکل  و مردم خود فریاد بزندو دفاع كند ، باید نیم نگاهی هم به آینده شغلی و موقعیت خود داشته باشد وگرنه سالم از میدان مین بیرون نخواهد آمد. از اینرو وکلایی  و مدافعان حقوق بشر که به واقع بدون ادعایی و جار و جنجالی حتی حاضرند آینده شغلی و زندگی وسر نوشت  خود را نیز به خطر بیندازند که حقی از موکلشان و مردم تضییع نشود را باید ستود.

گـاهــﮯ نـدانـسـتـﮧ از یــک نـفـر بـتـﮯ درســت مــیـکـنـﮯ

آنــقـدر بـزرگ کـﮧ از دســت ابـراهـیـم نـیـز کــارـﮯ بـر نـمـﮯ آیـد

پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری

آن است که بعد از هر زمین خوردن

دوباره برخیزی

من عمر خود را در یاری به مردم سپری کردم.
نیکی به دیگران در من خوشدلی و آسایش فراهم می ساخت
و از همه شادی های عالم برایم لذت بخش تر بود.

 کوروش بزرگ

اسماعیل اسدی دارستانی  کارشناس حقوق بشرو اولین وبلاگ نویس  حقوق بشر و محیط زیست  جهانی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کتاب اسماعیل اسدی دارستانی

1- خدمت و مدیریت نظامی از دیدگاه اسلام 

2-  تا زنده ام بسیجی ام

3.
داستانهای آسمانی ایران
 
داستانهای آسمانی ایران پدیدآورنده: اسماعیل اسدی دارستانی
ناشر: انتشارات بلور - 06 تیر، 1388
قیمت پشت جلد:  18000 ریال

در حال حاضر این کتاب در سایت عرضه نشده است.
4.
سرگذشت تالشان: تالشان جنوبی (غرب گیلان) ایران: آستارا، تالش، رضوانشهر، ماسال و شاندرمن
 
سرگذشت تالشان: تالشان جنوبی (غرب گیلان) ایران: آستارا، تالش، رضوانشهر، ماسال و شاندرمن پدیدآورنده: اسماعیل اسدی دارستانی
ناشر: انتشارات بلور - 1
قیمت پشت جلد:  33000 ریال

در حال حاضر این کتاب در سایت عرضه نشده است.
5.
بررسی تاریخ حقوق بشر و محیط زیست: همراه با منشور کوروش کبیر و منشور حقوق بشر جهانی و منشور محیط زیست و منابع طبیعی
 
بررسی تاریخ حقوق بشر و محیط زیست: همراه با منشور کوروش کبیر و منشور حقوق بشر جهانی و منشور محیط زیست و منابع طبیعی پدیدآورنده: اسماعیل اسدی دارستانی
ناشر: پیام سبحان - 20 اسفند، 1390
قیمت پشت جلد:  95000 ریال
 





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

محرم در آستارا و لوندویل

شاهدین عینی در مصاحبه با خبرنگار درد نیوز گفتند :
شیی روشنایی نارنجی رنگی را در آسمان شب  روستای سیبلی در روی دریا دیده اند که با وجود نور پر قدرت خود ناگهان خاموش می شود و نهایتا در روی آب ساحل سیبلی  شهرستان آستارا فرود آمد ... و بطوریكه نور نارنجی از خود تولید می كرد ...بصورت بشقاب بود با اینكه روی آب دریای خزر در روستای سیبلی نشسته بود اما آب تكان نمی خورد ..صدای تولید نمی كرد و حجم زیاد و مثلثی و بشقابی با روشنایی نارنجی داشته است

جریان از چه قرار بود؟گزارش dardnews.ir
 ساعت 19.47 چهارشنبه   پنجم  آذرماه 1393 در  آستارا  روستای سیبلی اتفاق عجیبی شد كه خبر نگار درد نیوز اولین خبرنگاری بود كه آن را مخابره نمود...فرود یك بشقاب پرنده  در ساحل روستای سیبلی شهرستان مرزی آستارا - استان گیلان - ایران ...
 که اتفاق عجیبی افتاد. از آسمان چیزی بزرگ و نقره‌ای رنگ با سرعت و بدون سر و صدای زیاد با روشنایی نارنجی به روی آب ساحل دریا در روستای سیبلی  افتاد


 شاهد عینی دیگر كه ماهی گیر محلی است گفت : ناگهان چیزی را دیدیم که ابتدا تصویر کردیم یک هوا پیما است  ولی طولی نکشید که متوجه موضوع عجیبی شدیم ! این هواپیما به نحوی غیر عادی و خیلی آرام حرکت می کرد و هیچ صدایی هم نداشت و روششنایی تارنجی  داشت . ما که در آسمان ، به وفور شاهد رفت وآمد هواپیماها بودیم . مگر می شد حرکت هواپیما در آسمان هیچ صدایی ایجاد نکند؟ یا به چه علت ممکن بود که یک هواپیما تا این حد ، آهسته حرکت کند؟!
به همین علت هم من و  دوست ماهی گیرم ، از دیدن آن تعجب کردیم و منتظر شنیدن صدای هواپیما بودیم . ولی هرگز صدای به گوشمان نرسید. در حالی که هر دو ، مات و مبهوت و شگفت زده به آسمان می نگریستیم ، متوجه شدیم که آن شیء عجیب از سمت شمال به جنوب در حرکت است و گاهی مسیر حرکتش را برعکس می کند، ولی به هیچ وجه صدایی تولید نمیکرد. حدود10دقیقه تمام آن شیء بالای سرمان حرکت می کرد تا اینکه ناگهان سرعتش به نحو عجیبی زیاد شد ، بعد به ما نزدیک و نزدیک تر شد. وقتی درست بالای سرمان قرار گرفت دوباره از سرعتش کاسته شد. جالا دیگر می توانستیم به خوبی آن را ببینم . دست کم سه چراغ  سفید رنگ و درخشان در سه گوشه زوایای مثلث شکلش به چشم می خورند. طرح مثلثی آن در دل آسمان شب  به خوبی مشخص بود چون همانند بشقاب بود و روشنایی نارنجی داشت ما كه با طویب بادی داخل دریا بودیم خیلی ترسیدیم . چراغ هایش به نحوی جابجا می شدند که قادر به توصیفش نیستم. انگار هر چند ثانیه یک بار ، یکی جای خود را به دیگری می داد. فقط یک نور خیلی خیره کننده و درخشان در وسط مثلث به چشم می خورد که مکان ثابتی داشت و تغییر جهت نمی داد. انگار مرکز ثقل آن مثلث همان نور خیره کننده سفید رنگ بود!
به نظر می رسید بقیه چراغ ها نور خود را از آن می گرفتند و ما اسم آن را نور اصلی گذاشتیم . در حالی که شیء مثلثی شکل بشقابی  به سمت ما نزدیک می شد، به نظر می رسید حرکتی آرام به سوی عقب و جلو داشت و تکان تکان می خورد. وقتی کاملا به ما نزدیک شد،نوری درخشان نارنجی رنگ  از وسط نور اصلی به آرامی روی ما پرتو انداخت که کاملا روی من و دوست ماهی گیر نشانه رفته بود. ما بدون اینکه قادر به هیچگونه حرکتی باشیم ، در سکوت با حالتی بیمناک سر جایمان در طویب بادی  نشسته بودیم و هیچ کلمه ای از دهانمان بیرون نمی آمد.
انگار آن نور خیره کننده که روی ما پرتو افکنده بود، با نیرویی عجیب و غیر قابل توصیف ، توان هر حرکتی را از ما گرفته بود. در واقع سر جایمان میخکوب شده بودیم و احساس عجیبی داشتیم . نمی توانم آن احساس را به درستی برایتان توصیف کنم. احساس عجیبی داشتیم . نمی توانم آن احساس بشری و طبیعی نبود. انگار نیرویی ناشناخته و قوی ذهن مان را تحت کنترول خود قرار داده بود . احساس می کردیم از داخل شیء مثلثی شکل با نور نارنیجی ، تحت کنترل خود قرار داده بود.
احساس می کردیم از داخل شیء مثلثی شکل، تحت عکسبرداری یا فیلمبرداری قرار گرفته بویم.
حدود بیست ثانیه نور درخشان روی ما قرار داشت و شیء مثلثی شکل بی حرکت بالای سرمان بود.انگار از داخل آن روی ما تحقیقات و بررسی هایی صورت می گرفت . طی آن مدت ، من و دوستم  هیچ حرکتی نداشتیم یعنی قادر به تکان خوردن یا حرف زدن نبودیم .فقط به آن صحنه عجیب و باور نکردنی می نگریستیم ، تا اینکه سرانجام به نظر رسید کار تحقیق و بررسی به پایان رسید.
چرا که شیء مثلثی شکل به آرامی به حرکت در آمد و از ما به سمت جنوب فاصله گرفت. همزمان ، پرتوی نور خیره کننده نیز به سمت دیگری افکنده شد. شیء عجیب پس از چند دقیقه در لابه لای  دریا  اطراف از نظر ناپدید شد.

 

به محض ناپدید شدن آن، تازه من و  دوست ماهی گیرم توانستیم حرکتی به خود بدهیم و نگاه خیره مان را از آسمان برگیریم.
  انقدر از ترس دهانم خشك شده بود‌اب شور دریا را خوردیم  و احساس می کردیم مدت زمان زیادی در آن حال مثل دو مجسمه قرار داشتیم. در آن هوای .... دریا داخل طویب ، سردمان شده بود و به خودمان  می لرزیدیم.
وقتی سرانجام توانستیم حرف بزنیم ، هر دو به هم گفتیم که آن چه دیده بودیم، هواپیما نبود. امکان نداشت هواپیما آن شکلی باشد.

 

چون هواپیما آن شکلی نبود، نمی توانست تا آن حد به ما نزدیک شود و مهم تر از همه نمی توانست بدون ایجاد کوچکترین صدایی در آسمان حرکت کند .
ما در امشب  ، شاهد چیزی بودیم که تا به حال ندیده و نشنیده بودیم. پس از مدتی هر دو به این نتیجه رسیدیم که آنچه آن شب دیده بودیم ، یک بشقاب پرنده بود که به این سیاره تعلق نداشت .
من و دوست ماهی گیر، هر دو افرادی منطقی و سالم هستیم و سوگند یاد می کنم که امشب دچار خیالات و توهمات نشده بودیم .
آن تجربه ای تا حدی ناشناخته و عجیب بود که اعتقادات و باورهایمان را نسبت به موجودات فضایی و بشقاب پرنده ها ، برای همیشه تغییر داد. حالا هر دو به شدت باور داریم که قطعا در این جهان تنها نیستیم و موجودات دیگری وجود دارند که برای ما ناشناخته هستند، ولی از ما شناخت کاملی دارند و با گشت و گذار در جهان ما می خواهند بررسی ها و تحقیقاتی گسترده انجام دهند.

به ساحل آمدیم دیدیم چند ماهی گیر دیگر میخ كوب شدند  بما گفتند بشقاب پرنده دیدید روی آب دریا فرود آمده بود..ما گفتیم بابا آن بشقاب پرنده روی سر ما بود به داخل آب فرود نیامده بود آنها باور نكردند اما همه   به این نتیج رسیدیم این پرندهش ی زمینی نبود همان بشقاب پرنده كه در تلویزیون و داستانها خواندیم..بوده است

این چند ماهی گیر فرد بشقاب پرنده بدون صدا را در ساحل سیبلی را تایید نمودند...ماهی گیر ها گفتند در زمانیكه بشقاب پرنده به روی دریای ساحل روستای سیبلی آمد ...تمام گوشی تلفن همراه همگی ما آنتن نمی داد و هر چقدر خواستم به مردم اطلاع بدهیم  نتیجه نداد.بعداز 15 دقیه رفتن بشقاب پرنده باز آنتن تلفن های ما نیامده بود

گزارش خبر ساعت مخابره خبر 20: دكتر محمد علی هالو - روستای سیبلی (ساحل )- شهرستان مرزی بندر آستارا - استان گیلان- ایران

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فرود بشقاب پرنده در آستارا

شاهدین عینی در مصاحبه با خبرنگار درد نیوز گفتند :
شیی روشنایی نارنجی رنگی را در آسمان شب  روستای سیبلی در روی دریا دیده اند که با وجود نور پر قدرت خود ناگهان خاموش می شود و نهایتا در روی آب ساحل سیبلی  شهرستان آستارا فرود آمد ... و بطوریكه نور نارنجی از خود تولید می كرد ...بصورت بشقاب بود با اینكه روی آب دریای خزر در روستای سیبلی نشسته بود اما آب تكان نمی خورد ..صدای تولید نمی كرد و حجم زیاد و مثلثی و بشقابی با روشنایی نارنجی داشته است

جریان از چه قرار بود؟گزارش dardnews.ir
 ساعت 19.47 چهارشنبه  شنبه پنجم  آذرماه 1393 در  آستارا  روستای سیبلی اتفاق عجیبی شد كه خبر نگار درد نیوز اولین خبرنگاری بود كه آن را مخابره نمود...فرود یك بشقاب پرنده  در ساحل روستای سیبلی شهرستان مرزی آستارا - استان گیلان - ایران ...
 که اتفاق عجیبی افتاد. از آسمان چیزی بزرگ و نقره‌ای رنگ با سرعت و بدون سر و صدای زیاد با روشنایی نارنجی به روی آب ساحل دریا در روستای سیبلی  افتاد


 شاهد عینی دیگر كه ماهی گیر محلی است گفت : ناگهان چیزی را دیدیم که ابتدا تصویر کردیم یک هوا پیما است  ولی طولی نکشید که متوجه موضوع عجیبی شدیم ! این هواپیما به نحوی غیر عادی و خیلی آرام حرکت می کرد و هیچ صدایی هم نداشت و روششنایی تارنجی  داشت . ما که در آسمان ، به وفور شاهد رفت وآمد هواپیماها بودیم . مگر می شد حرکت هواپیما در آسمان هیچ صدایی ایجاد نکند؟ یا به چه علت ممکن بود که یک هواپیما تا این حد ، آهسته حرکت کند؟!
به همین علت هم من و  دوست ماهی گیرم ، از دیدن آن تعجب کردیم و منتظر شنیدن صدای هواپیما بودیم . ولی هرگز صدای به گوشمان نرسید. در حالی که هر دو ، مات و مبهوت و شگفت زده به آسمان می نگریستیم ، متوجه شدیم که آن شیء عجیب از سمت شمال به جنوب در حرکت است و گاهی مسیر حرکتش را برعکس می کند، ولی به هیچ وجه صدایی تولید نمیکرد. حدود10دقیقه تمام آن شیء بالای سرمان حرکت می کرد تا اینکه ناگهان سرعتش به نحو عجیبی زیاد شد ، بعد به ما نزدیک و نزدیک تر شد. وقتی درست بالای سرمان قرار گرفت دوباره از سرعتش کاسته شد. جالا دیگر می توانستیم به خوبی آن را ببینم . دست کم سه چراغ  سفید رنگ و درخشان در سه گوشه زوایای مثلث شکلش به چشم می خورند. طرح مثلثی آن در دل آسمان شب  به خوبی مشخص بود چون همانند بشقاب بود و روشنایی نارنجی داشت ما كه با طویب بادی داخل دریا بودیم خیلی ترسیدیم . چراغ هایش به نحوی جابجا می شدند که قادر به توصیفش نیستم. انگار هر چند ثانیه یک بار ، یکی جای خود را به دیگری می داد. فقط یک نور خیلی خیره کننده و درخشان در وسط مثلث به چشم می خورد که مکان ثابتی داشت و تغییر جهت نمی داد. انگار مرکز ثقل آن مثلث همان نور خیره کننده سفید رنگ بود!
به نظر می رسید بقیه چراغ ها نور خود را از آن می گرفتند و ما اسم آن را نور اصلی گذاشتیم . در حالی که شیء مثلثی شکل بشقابی  به سمت ما نزدیک می شد، به نظر می رسید حرکتی آرام به سوی عقب و جلو داشت و تکان تکان می خورد. وقتی کاملا به ما نزدیک شد،نوری درخشان نارنجی رنگ  از وسط نور اصلی به آرامی روی ما پرتو انداخت که کاملا روی من و دوست ماهی گیر نشانه رفته بود. ما بدون اینکه قادر به هیچگونه حرکتی باشیم ، در سکوت با حالتی بیمناک سر جایمان در طویب بادی  نشسته بودیم و هیچ کلمه ای از دهانمان بیرون نمی آمد.
انگار آن نور خیره کننده که روی ما پرتو افکنده بود، با نیرویی عجیب و غیر قابل توصیف ، توان هر حرکتی را از ما گرفته بود. در واقع سر جایمان میخکوب شده بودیم و احساس عجیبی داشتیم . نمی توانم آن احساس را به درستی برایتان توصیف کنم. احساس عجیبی داشتیم . نمی توانم آن احساس بشری و طبیعی نبود. انگار نیرویی ناشناخته و قوی ذهن مان را تحت کنترول خود قرار داده بود . احساس می کردیم از داخل شیء مثلثی شکل با نور نارنیجی ، تحت کنترل خود قرار داده بود.
احساس می کردیم از داخل شیء مثلثی شکل، تحت عکسبرداری یا فیلمبرداری قرار گرفته بویم.
حدود بیست ثانیه نور درخشان روی ما قرار داشت و شیء مثلثی شکل بی حرکت بالای سرمان بود.انگار از داخل آن روی ما تحقیقات و بررسی هایی صورت می گرفت . طی آن مدت ، من و دوستم  هیچ حرکتی نداشتیم یعنی قادر به تکان خوردن یا حرف زدن نبودیم .فقط به آن صحنه عجیب و باور نکردنی می نگریستیم ، تا اینکه سرانجام به نظر رسید کار تحقیق و بررسی به پایان رسید.
چرا که شیء مثلثی شکل به آرامی به حرکت در آمد و از ما به سمت جنوب فاصله گرفت. همزمان ، پرتوی نور خیره کننده نیز به سمت دیگری افکنده شد. شیء عجیب پس از چند دقیقه در لابه لای  دریا  اطراف از نظر ناپدید شد.

 

به محض ناپدید شدن آن، تازه من و  دوست ماهی گیرم توانستیم حرکتی به خود بدهیم و نگاه خیره مان را از آسمان برگیریم.
  انقدر از ترس دهانم خشك شده بود‌اب شور دریا را خوردیم  و احساس می کردیم مدت زمان زیادی در آن حال مثل دو مجسمه قرار داشتیم. در آن هوای گرم تابستانی ، سردمان شده بود و به خود می لرزیدیم.
وقتی سرانجام توانستیم حرف بزنیم ، هر دو به هم گفتیم که آن چه دیده بودیم، هواپیما نبود. امکان نداشت هواپیما آن شکلی باشد.

 

چون هواپیما آن شکلی نبود، نمی توانست تا آن حد به ما نزدیک شود و مهم تر از همه نمی توانست بدون ایجاد کوچکترین صدایی در آسمان حرکت کند .
ما در امشب  ، شاهد چیزی بودیم که تا به حال ندیده و نشنیده بودیم. پس از مدتی هر دو به این نتیجه رسیدیم که آنچه آن شب دیده بودیم ، یک بشقاب پرنده بود که به این سیاره تعلق نداشت .
من و دوست ماهی گیر، هر دو افرادی منطقی و سالم هستیم و سوگند یاد می کنم که امشب دچار خیالات و توهمات نشده بودیم .
آن تجربه ای تا حدی ناشناخته و عجیب بود که اعتقادات و باورهایمان را نسبت به موجودات فضایی و بشقاب پرنده ها ، برای همیشه تغییر داد. حالا هر دو به شدت باور داریم که قطعا در این جهان تنها نیستیم و موجودات دیگری وجود دارند که برای ما ناشناخته هستند، ولی از ما شناخت کاملی دارند و با گشت و گذار در جهان ما می خواهند بررسی ها و تحقیقاتی گسترده انجام دهند.

به ساحل آمدیم دیدیم چند ماهی گیر دیگر میخ كوب شدند  بما گفتند بشقاب پرنده دیدید روی آب دریا فرود آمده بود..ما گفتیم بابا آن بشقاب پرنده روی سر ما بود به داخل آب فرود نیامده بود آنها باور نكردند اما همه   به این نتیج رسیدیم این پرندهش ی زمینی نبود همان بشقاب پرنده كه در تلویزیون و داستانها خواندیم..بوده است

این چند ماهی گیر فرد بشقاب پرنده بدون صدا را در ساحل سیبلی را تایید نمودند...ماهی گیر ها گفتند در زمانیكه بشقاب پرنده به روی دریای ساحل روستای سیبلی آمد ...تمام گوشی تلفن همراه همگی ما آنتن نمی داد و هر چقدر خواستم به مردم اطلاع بدهیم  نتیجه نداد.بعداز 15 دقیه رفتن بشقاب پرنده باز آنتن تلفن های ما نیامده بود

گزارش خبر ساعت مخابره خبر 20: دكتر محمد علی هالو - روستای سیبلی (ساحل )- شهرستان مرزی بندر آستارا - استان گیلان- ایران




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خبرنگاران آستارا

حسن فاخری ایرنا / ااد فارس / شبستان پیمان  ناصری / ایسنا رامین بشرویه / مهدی حسین نزادی  و فرامرز دریابیان  سردبیر و مدیر مسئول هفته نامه پیام استارا / ااد و پزمان هزبری هفته نامه تارك خزر / خبرنگار روز نامه اعتماد / مهندس حقیقت  مسئول روابط عمومی فرمانداری استارا / مهندس چنگیز شكوری نویسنده و شاعر غرب گیلان / رنجبر فعال سیاسی و فرهنگی  /

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فعال حقوق بشر کیست؟

فعال حقوق بشر کیست؟ اسماعیل اسدی دارستانی کارشناس و فعال حقوق بشر و محیط زیست

بحث حقوق بشر ..قرن بیستم خاصه بعد از جنگ جهانی دوم بسیار مورد توجه قرار گرفت به گونه ای که یکی از اهداف سازمان ملل متحد پیشبرد و تشویق احترام به حقوق بشر و آزادیهای اساسی برای همگان بدون تمایز از حیث ن‍ژاد، جنس، زبان مذهب و … اعلام شد.

 

 

آستارا نیوز  اسماعیل اسدی دارستانی کارشناس حقوق بشر : اگرچه تبعات ناگوار دو جنگ جهانی و هراس از تکرار آن ملل متحد را به دور هم گرد آورد تا اهرمهایی هرچند ضعیف برای پیشگیری از جنگ طراحی کنند، اما دغدغه ای که از آن زمان به بعد و حتی قبل از آن هم همواره وجود داشته و دارد، تنها توسل به زور و قدرت نمایی دولتها در قبال یکدیگر نبود، بلکه گردنکشی حاکمیت ها در قبال افراد تحت حاکمیتشان نیز مهم می نمود. از اینرو دولتها با اکراه برای تضمین حقوق افراد تحت حاکمیتشان ناگزیر به پذیرش حداقل هایی تحت عنوان حقوق مدنی و سیاسی و یا حقوق اجتماعی و اقتصادی و بعدها منع شکنجه، حقوق زنان و یا حقوق کودکان و امثالهم طی کنوانسیونهای متعدد بین المللی شدند. این سازوکارها برای آن بود که دولتها ملزم به تایید حقوق طبیعی افراد تحت حاکمیتشان شوند به گونه ای که نتوانند هرطور که خواستند با آنها رفتار کنند. هرچند دولتهایی که اساسا اعتقادی به این مهم نداشتند، به این تعهدات تن نداده و به کنوانسیون مربوطه نپیوستند و یا بیکار ننشسته و تا جایی که در توان داشتند، در زمان تدوین و تنظیم این حداقل ها به بهانه هایی چون شرایط متفاوت مذهبی و فرهنگی برای کاهش تعهداتشان در قبال افراد تحت حاکمیتشان تلاش کردند و یا با اعمال حق شرط عدم تعهد خود را نسبت به ماده و موادی پیشاپیش اعلام کردند. نهایتاً اینکه در مواردی برای جلوگیری از شکایت سایر دول و یا اتباع خود، تن به سازوکارهای اجرایی مثل پروتکل اول میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، ندادند.

این رویه را به خوبی می توان در پذیرش و قبولی اعلامیه جهانی حقوق بشر و سپس در پیوستن و تصویب کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و پروتکل اول آن و نیز حق شرط هایی که به این کنوانسیون و یا سایر کنوانسیونها از جمله کنوانسیون حقوق کودک وارد شده است، به خوبی مشاهده کرد. میزان گرایش دولتها از پذیرش اعلامیه جهانی حقوق بشر تا سایر کنوانسیونها که جنبه الزام آوری داشتند، رفته رفته کاهش می یابد. هرچند اعلامیه هزاره به عنوان معیار مشترک به طور رسمی مورد تاکید قرار می گیرد و با اقبال و پذیرش تمامی کشورها همراه است اما به واقع و در عمل، وقتی اصول آن، جنبه لازم الاجرایی پیدا می کند، نه تنها دولتهای غیرمردمی، تن به آن نمی دهند بلکه در مناسبات سیاسی نیز دولتها هرگز دوستان خود را متهم به نقض حقوق بشر نمی کنند و بیشتر ترجیح می دهند نقض حقوق بشر را در کشورهای غیردوست خود رصد کرده و جار بزنند.

اما صرفنظر از عملکرد دولتها در مورد مقوله حقوق بشر که هم مخاطب آنند و هم ناقض آن،‌امروزه به نظر می رسد دفاع از حقوق بشر بیش از آنکه مورد حمایت و یا ترویج قرار بگیرد، اغلب به یک ژست بدل گشته است. امروزه همه دولتمردان دم از حقوق بشر می زنند – البته به مفهومی که خود می خواهند و قبول دارند- و اساساً اکنون هیچ حکومتی نمی تواند صراحتاً حقوق بشری افراد تحت حاکمیت خود را به رسمیت نشناسد بلکه با دستاویزهایی چون نسبت گرایی و شرایط خاص مذهبی و قومی و فرهنگی، نقض این حقوق را توجیه می کنند. به زعم آنها حقوق بشر محدوده جغرافیایی دارد، در حالی که در حقوق بشر، فرد به عنوان جهان شمول بودن مورد نظر قرار می گیرد. با این وصف، نقض حق حیات همان اندازه برای یک کودک مسلمان افغانستانی نارواست که برای یک کودک مسیحی یا یهودی در فلسطین و سرزمینهای اشغالی نارواست. به عبارت دیگر، حقوق بنیادین بشری که ملهم از حقوق طبیعی است یعنی فطرت بشر ایجاب می کند، فارغ از درج در معاهدات و یا فارغ از پذیرش دولت یا دولتهایی لازم الاتباع هستند.

از عملکرد دولتها که بگذریم نوبت به افرادی می رسد که حقوق بشر برایشان ابزاری شده جهت شناساندن خود به جامعه داخلی و جهانی. این اقلیت حظ بسیاری از مطرح شدن به عنوان فعال حقوق بشر می برند. اینان بی آنکه عملکرد یک مدافع حقوق بشر را داشته باشند، به صرف شرکت در کارگاه های آموزشی در مورد حقوق بشر، کنفرانس ها و همایش و یا حتی تحصیل در این رشته، خود را فعال حقوق بشر نامیده و بهتر بگوییم دوست دارند با این وصف نامیده شوند. بعضاً عضویت در گروه، دسته و یا اجزای سازمانی صنفی که متعلق به آنند را حق خود دانسته و گاه با استفاده از منابع مالی صنف، خود در چندین کارگاه آموزشی و امثالهم نیز شرکت می کنند، بی آنکه مفاهیم آموخته شده را در مقام یک فعال حقوق بشر آموزش داده یا ترویج کنند.

این در حالیست که عده ای دیگر در لباس وکیل، دانشجو، استاد و حتی کارگر به خاطر دغدغه هایی که برای ترویج و احقاق حقوق بشری دارند، همواره به عنوان یک فرد مخالف و یا به زبان امروزی برهم زننده امنیت و امثالهم تحت فشارند. هرچند بسیار تکرار شده که حقوق بشر سیاسی نیست و نباید آنرا سیاسی کرد اما به واقع مگر می شود مطالباتی که افراد از حاکمیت دارند و نسبت به نقض آن معترضند مثل حقوق برابر زن و مرد، انتخابات آزاد و امثالهم از نظر هر حاکمیتی، سیاسی تلقی نشود؟ اقدامات این افراد بی آنکه خود بخواهند و به واقع چنین باشد، «امنیتی» تلقی شده و با همین انگ در تعقیب و به کیفر رساندن آنها حداقل حقوق مندرج در دادرسی عادلانه که برای متهم اعلام شده است نسبت به این عده نقض می شود. شاید از اینروست که در سال ۱۹۹۸ سازمان ملل ناگزیر برای شناساندن و تفکیک «مدافع حقوق بشر» از «مخالف سیاسی» مبادرت به صدور قطعنامه کرد.

سازمان ملل متحد طی این اعلامیه عبارت «مدافع حقوق بشر» را در مورد کسانی که برای حمایت و اجرای حقوق بشر کمک می کنند، به کار برد؛ به گونه ای که حقوق بشر تماماً برای همگی آحاد بشر محقق شود. این افراد می توانند از اقشار مختلف جامعه و با سطح معلومات متفاوتی از قبیل کارمند، محصل، پزشک، معلم، کارگر، وکیل دادگستری، کاسب، قاضی و امثالهم باشند. مطابق این اعلامیه، هرکس که بخواهد می تواند مدافع حقوق بشر باشد. بدیهی است که ذکر هرکس که می خواهد به منزله آن نیست که فقط بخواهد بلکه عملکرد و اقداماتش نیز باید در جهت ترویج حقوق بشر باشد و این اقدامات می تواند در مورد کلیه مصادیق مندرج در هر چهار نسل حقوق بشر باشد.

این اعلامیه، حقوقی نیز برای مدافعان حقوق بشر برشمرده است که می توان به حق دسترسی به اطلاعات مربوط به حقوق بشر، انتقاد و ارائه پیشنهاد به سازمان ها و ارگانهای مربوطه، حضور در محاکم، حق ارتباط با سازمانهای غیردولتی و امثالهم اشاره کرد.

مدافعان حقوق بشر در کشورهای ناقض این حقوق، تحت فشار حاکمیت اند. آنها در قالب فعالین سیاسی و یا امنیتی تحت تعقیب قرار می گیرند و گاه ارتباط با یک رسانه خارجی و حتی سازمانهای غیردولتی خارجی، گزگی به دست حاکمیت داده تا آزادی و امنیت آنها سلب شود. از اینرو آنهایی که جان سالم به در می برند، گاه جلای وطن کرده و برای آزادی عمل خود در مکانی غیر از کشور خود اقامت می کنند.

صرفنظر از آنکه عمل و شغل وکیل دادگستری خواسته و ناخواسته به عنوان مدافع حقوق مردم و یکی از تضمینات دادرسی منصفانه و چه بسا عادلانه، نوعی فعالیت حقوق بشری محسوب می شود، قابل ذکر است که در میان این صنف، بعضاً این تفکر و تصور وجود دارد که حتماً باید برای گرفتن حق موکل به ابزارهای رسانه ای متوسل شد. شکی نیست که گاهی نقض دادرسی عادلانه به قدری مشهود و زننده می نماید که وکیل ناگزیر از توسل به این ابزارهاست، با این وجود، در برخی موارد که لزومی به استفاده از این ابزار، ضروری به نظر نمی رسد، نه تنها زحمات یک وکیل را تحت الشعاع قرار می دهد بلکه برعکس به ضرر موکل نیز منتهی می شود. این در حالیست که عده ای دیگر از همین صنف، داوطلبانه بدون جاروجنجال و تبلیغات و با تجربه ای که کسب کرده اند، تنها به منافع موکل خود فکر کرده و برای حصول آن، لحظه ای دست از کار نکشیده اند. این عده با آنکه کار و تلاششان کاملاً مصداق فعال حقوق بشر است، نه حظی از مطرح شدن به عنوان حقوق بشر می برند و نه از اینکه به این عنوان شناخته نشوند، نگرانند. اما چه مردم عادی و چه حتی اقلیتی در این صنف، «فعال حقوق بشر» بودن را به شناخته شدن در رسانه ها، آن هم به واسطه پیگیری های پرونده هایی خاص موسوم به امنیتی و یا هر پرونده ای که مجال مطرح شدن آنها را داشته باشند، می دانند. شاید از اینروست که اگر با وصف فعال حقوق بشر مورد خطاب و توجه قرار نگیرند، ناراضی خواهند بود.

به عنوان یک وکیل دادگستری، شخصاً شاهد نقض حقوق زیادی در پرونده های خانوادگی، ثبتی، حقوقی های ساده و دشوار و حتی چک بلامحل و امثالهم در دادگاه ها و غیردادگاهها بوده ام که هر کدام می توانست به اندازه هر پرونده امنیتی حرفی برای گفتن داشته باشد. حال باید پرسید تا چه اندازه با نگاه نقادانه به این قبیل پرونده ها نیز نگریسته ایم؟! آیا کرامت ذاتی انسان، تنها در آن محاکم نقض می شود؟ آیا حق دفاع به واسطه تبصره ماده ۱۲۸ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری نقض شده و یا در دادگاههای انتظامی و اداری نیز چنین است؟ آیا آزادی بیان را برای هر رسانه ای قبول داریم و یا تنها برای رسانه های همسو با تفکرات و عقاید خودمان؟ به عنوان یک وکیل دادگستری که خواسته و ناخواسته حداقل در حیطه دادرسی عادلانه، کاری حقوق بشری انجام می دهیم، تا چه اندازه در معرفی و شناساندن نسل های حقوق بشری به مردم کوشا بوده ایم؟ آیا به جز حق حیات، آزادی بیان و عقیده و مذهب و امثالهم، از حق بر محیط زیست سالم، حق بر صلح و توسعه نیز سخنی به میان آورده ایم؟ شاید بگویید که وکیل هستیم و تنها از دستمان همین قسم حوزه دادرسی عادلانه بر می آید. آری، چه اگر غیر از آن بود و یا جامعه به رشدی که برآمده از آگاهی نسبت به حقوق خود باشد، رسیده بود نسبت به حقمان بر محیط زیست هم همان اندازه صدایمان در می آمد که نسبت به سایر حقوق بشری مدعی هستیم. به عنوان فعال حقوق بشر، نباید تک بعدی به آن پرداخت، بلکه اصولاً باید همه جانبه و نسبت به تمامی مردم دنیا، همه حقوق را خواهان باشیم.

تعدادی از وکلای دادگستری با تمامی دشواریهایی که پرونده های امنیتی برایشان در پی خواهد داشت، دلسوزانه پیگیر دفاع از حقوق موکلین خود در این قبیل پرونده ها هستند. عده ای از آنها بی آنکه ادعایی داشته باشند، نه تنها چنین پرونده هایی را قبول می کنند بلکه در مقام یک وکیل که کارش دفاع از حقوق موکلش است، هرجا که حقوق متهمی را در معرض خطر ببینند به میدان آمده و برای دفاع از آن تلاش وافری می کنند. برای این عده، تفاوتی هم نمی کند که فرد متهم به ارتکاب جرایم امنیتی باشد یا کلاهبرداری و یا مواد مخدر و یا قتل عمد، آنها به رسالت خود به عنوان یک وکیل دادگستری می اندیشند .

به هر حال، همانطور که پیشتر دیدیم، از روند پیوستن حاکمیتها به کنوانسیونهای حقوق بشری، چنین بر می آید که اساساً آنها روی خوشی به حقوق بشر و تعهداتشان نسبت به افراد تحت حاکمیتشان نشان نمی دهند. همین امر است که فعالین حقوق بشر را وادار می کند که برای احقاق آن، همواره هشیار بوده و متذکر آن باشند. اگرچه فعالین حقوق بشر به موجب قطعنامه سازمان ملل حق دارند که با سازمانهای مختلف حقوق بشری غیردولتی در ارتباط بوده، برای انجام رسالتشان به هر نوع اطلاعاتی دسترسی داشته باشند، اما این امر به دشواری صورت می گیرد؛ خاصه در حکومتهای خودکامه، فعالین حقوق بشر بهای سنگینی برای اهداف متعالی خود باید بپردازند.

در این وانفسا، وکلا چون رزمنده ای که در میدان مین گرفتار آمده اند، برای حفظ حقوق موکلینشان چنان باید سنجیده گام بردارند که نه به خود آسیب برسانند و نه موجبات تضییع حقوق موکلینشان را فراهم آورند. آری، می دانم که دست کم در سازوکارهای قضایی کشور ما، این مهم، بعضاً تکلیفی مالایطاق است. در کشور ما وکیل از مصونیت لازمه برخوردار نیست، هر لحظه که می خواهد برای حقوق موکل خود فریاد بزند، باید نیم نگاهی هم به آینده شغلی خود داشته باشد وگرنه سالم از میدان مین بیرون نخواهد آمد. از اینرو وکلایی که به واقع بدون ادعایی و جار و جنجالی حتی حاضرند آینده شغلی خود را نیز به خطر بیندازند که حقی از موکلشان تضییع نشود را باید ستود.

اسماعیل اسدی دارستانی  کارشناس حقوق بشرastarao@yahoo.com




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زامبی ها

زامبی ها

زامبی ها واقعی اند

مرده متحرک یا زامبی


آدمخواری و نگرانی از گسترش ویروس زامبی!

دروغ سازمان ملل

واقعیت تلخ

فرصتی تاریخی که حیف است از دست برود

توافق هسته ای در حاشیه رود دانوب؛ ماموریت ممکن

شیخ نمر به «قطع گردن با شمشیر» محکوم شد

پورحضرت معاون برنامه‌ریزی و امور عمرانی فرمانداری آستارا منصوب شد



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات