روستای باستانی ( شهر باستانی سلطانیه از خزاین و اردوگاههای مرزی دوره ساسانی )

نقد مصاحبه ریس جمهور

آقای مجری جامعه‌ای که مقاومت و ایستادگی کرده، کجا خسته است؟

 

  اادگزارش ۱۰۰ روزه رئیس‌جمهور از عملکرد دولت گفت: روحانی انتقادی نسبت به دولت گذشته داشت که نقدی یک‌طرفه بود و در بقیه مدت زمان بیشتر توضیحات وی مرتبط به آینده بود و وعده‌هایی که امید است به آن وفا شود.

ااد:چیزی که در این برنامه و گزارش برای ما دردآور و رنج‌آور بود، وجود این مجری‌ها و گزارشگرها بوده که آنها حرف‌هایی زدند، توقع داشتیم از یک صهیونیسم شنیده شود نه یک ایرانی و در ثانی آخر مجری قطعی بود ریس یک سازمان و چند سمتی وابسته به دو.لت را برای مجری گری آوردند مجری کلا بی طرف نبود و طرف دولت را داشت.

  ااد فعال نویسنده و محقق و منتقد :مجری می‌گوید "جامعه خسته به یک آرامش رسید" آقای مجری کدام جامعه خسته؟ همان جامعه‌ای که مقاومت و ایستادگی کرده و دشمن را تا پای مذاکره آورده است؟ جامعه‌ای که دشمن را مستأصل کرده؟ باید به این جامعه بگوئیم خسته؟ این تعبیر اگر از یک صهیونیسم شنیده می‌شد مهم نبود اما نه از یک ایرانی و آن هم ایرانی مسلمان و آن هم یک مجری صداوسیما و رسانه ملی؟ کلا آقای مجری اول خودت عدالت را اجرا کن در جامعه که جوانان تحصیل کرده ما حاضرند با ماهی ۲۰۰ هزار تومان استخدام  شوند چطو ر شما چند مقام و سمت  در صدا و سیما  و دولت دارید و آخرش هم مشاور ترکان هستید و ترکان هم که پدر مشاغل ایران نامیده شده  شما از کجا  صحبت می کنید ..

وی گفت: الحمدالله آقای روحانی همه صحبت‌ها را با تدبیر جواب داد و به نوعی این صحبت‌ها را جمع کرد.

 

  اادنویسنده و محقق و رزو نامه نگار و وبلاگ نویس : آنچه مهم است دغدغه‌ای بود که برای ملت ایران به‌ویژه قشر متدین و مذهبی بیشتر شد و آن مسئله ناهنجاری‌های فرهنگی است  و  رئیس‌جمهور بخواهد بگوید دولت در فرهنگ حتی‌المکان دخالت نمی‌کند، مثل این می‌ماند که دولت بگوید در امنیت شما حتی‌المکان دخالت نمی‌کند. یان حرف ریس جمهور معنی ندارد و مجری هم که بصورت صوری  مجری گری  می کرد.

 

  ااد مستند ساز   گفت : در آن قسمت که مجری سئوال کرد اگر فیلم نامناسب و ناجور تولید شود مردم چه کنند؟ رئیس‌جمهور گفت مردم سراغ این فیلم‌ها نروند، کدام مردم نروند؟ وقتی یک فیلم در مسیر غرایض جوانان ساخته شود چه کسی سراغ آن نمی‌رود، این شبیه آن می‌ماند که زهر را در یک لیوان شربت به‌لیمو می‌ریزند و آن فرد درک نمی‌کند که ظرف است. 

 و در پایان انتظار داشتیم : ریس جمهور در خصوص گرانی و تورم  و بدبختی مردم و قیمت خودروها که در دست دولت است یا مسئله حقوق بشر و محیط زیست که اولویت به همه چیز دارد صحبت نکرد.

/

پنج شنبه ۷/۹/۹۲  دکتر حسن روحانی رئیس جمهور محترم به وعده خود با مردم عمل کرد و گزارش عملکرد یکصد روزه دولت را ارائه داد.

سه تن از مجریان صدا و سیما در این گزارش، رئیس جمهور را یاری کردند. متاسفانه بر خلاف اصول حرفه‌ای خبرنگاری گزارش یکصد روزه را تبدیل به یک گفتگوی خودمانی کردند و آن را از مرتبت «دیالوگ» به «مونولوگ» فرو کاهیدند.

دیروز روزنامه ایران ارگان دولت در تیتر اول خود ازاین گزارش نوشت: «رونمایی از هشت سال نابسامانی و ۱۰۰ روز تدبیر» به نظر می‌رسد این نگاه به گزارش یکصد روزه یک نگاه افراطی و به دور از انصاف و  عدالت بود. دلایل زیر می‌تواند این نگاه را اصلاح کند؛

۱- بدون شک یکی از توفیقات دولت در یکصد روز تصدی مسئولیت  بویژه در دقیقه ۹۰ این ایام موضوع پیروزی دیپلماتیک و گفتگوهای ژنو بود که منجر به یک توافقنامه شد. این  توافقنامه قرار است تحریم‌های جدید را متوقف کند و تحریم‌های قدیم را به تدریج کاهش دهد و حق غنی‌سازی و برخورداری از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای را پاس بدارد. این پیروزی چگونه به دست آمد؟ نماینده دولت در حالی سر میز مذاکرات ژنو نشسته بود که ایران در دولت نهم و دهم  چرخه سوخت را کامل کرد ودیپلمات های ما با غنی‌سازی ۵/۳ درصد، ۵ درصد و نیز ۲۰ درصد بر سر میز مذاکرات نشستند. آقای ظریف در این قمار دیپلماتیک چپش پر بود و با ۱۹ هزار سانتریفیوژ با شش قدرت جهانی سخن می‌گفت، مردم می‌دانند این توانایی در صد روز اخیر پیدا نشده و محصول هشت سال تلاش دولت گذشته بود، آن هم با دادن شهدای هسته‌ای! رئیس سازمان انرژی هسته‌ای دولت گذشته فردی بود که از ترور سرویس‌های موساد و تروریست‌های رژیم اشغالگر قدس جان سالم بدر برده بود. لذا نابسامان نشان دادن عملکرد دولت گذشته و بی‌مهری به آن در پدیداری این پیروزی از انصاف و عدالت بدور است.

۲- آقای روحانی فوری‌ترین کار دولت را تامین کالاهای اساسی دانست. برخی از روزنامه‌های دوم خردادی از این گزارش تیتر زدند که تنها سه روز گندم داشتیم! به نظر می‌رسددر این مورد شعور مخاطب نادیده گرفته شده است. تامین کالاهای اساسی برای کشور چیزی نیست که با ۴ یا ۵روز تدبیر قابل حل باشد. مساعی دولت گذشته در انباشتن انبارها نادیده گرفته شده، طرح این موضوع نیاز به ارائه سند و مدرک دارد. بر فرض هم صحت داشته باشد، ذکر آن جز عقده‌گشایی علیه رئیس دولت گذشته چه فایده‌ای دارد؟

۳- آقای روحانی دوباره موضوع خالی بودن خزانه را مطرح کردند. متاسفانه خبرنگاران یا مجریانی که آنجا بودند یک کلمه به نقدهای مشفقانه‌ای که به این سخن در مطبوعات و رسانه‌ها مطرح شده بود، اشاره نکردند. خزانه کشور محل دریافت‌ها و پرداخت‌های دولت است. صفر بودن آن حتی منفی بودن آن دلیل بر خالی بودن آن نیست. حال آنکه رئیس جمهور اذعان دارند وقتی خزانه را تحویل گرفتند. به اصطلاح مانده حساب آن ۱۲۸۰ میلیارد تومان بوده است. آشکارترین دلیل نادرست بودن این ادعا این است که دولت طی هشت ماه گذشته پرداخت‌های خود را سر موعد عمل کرده است. اگر خزانه خالی بود که کارمندان دولت و قضات و نیروهای لشکری و کشوری باید می‌رفتند خانه می‌نشستند تا دولت برود دنبال خزانه پر.

از سوی دیگر رئیس جمهور محترم گله خزانه خالی را دارند، از طرف دیگر در همین گزارش وعده دو بسته کالایی را تا پایان سال، به اقشار کم درآمد می‌دهند. اگر خزانه خالی و دولت با کسری روبه‌روست این دو بسته کالایی را آن هم بدون مصوبه مجلس از کجا می‌خواهند بدهند؟

۴- آقای روحانی از یک سو می‌گویند درآمد دولت‌های نهم و دهم بی‌سابقه بوده است. از سوی دیگر از بدهی دولت به بانک‌ها، تامین اجتماعی و تعهدات سخن می‌گویند، بعد عدد و رقمی که از درآمد و بدهی می‌گویند، جای هیچگونه نگرانی باقی نمی‌گذارد اما اعداد و ارقام را طوری می‌گویند که اگر دولت بدهی دارد یک فاجعه است.

همه دولت‌ها بدهی داشته‌اند، بدهی خود را باید تصفیه کنند بخصوص  که رئیس جمهور قبول دارد در آمدها حداقل در بخش نفت طی هشت سال گذشته بی‌سابقه بوده است.

۵- رئیس جمهور از موضوع کسری یارانه‌ها در سال جاری گفتند. بدون اینکه برای ادعای خود سندی ارائه دهند. منتقدین در این باره سند ارائه داده‌اند که دولت کسری ندارد. اما نه رئیس جمهور، نه مسئولین  مربوط در این مورد حاضر نشدند توضیح دهند.

منتقدین به طور شفاف گفتند مهم‌ترین منابع حاصل از قانون هدفمندی یارانه‌ها فروش نفت خام در داخل، میعانات گازی و نفتی و گاز طبیعی است جمع جبری این سه قلم براساس صورت‌های مالی شرکت ملی نفت نه تنها پاسخگوی تامین منابع قانونی هدفمندی یارانه‌هاست بلکه مقدار زیادی هم مازاد دارد که دولت باید به عنوان درآمد عمومی به خزانه واریز کند. اما رئیس جمهور همه این نقد ها را نادیده گرفت وپاسخی به آن نداد وحرف خود را در مورد کسری یارانه ها تکرار کرد.

۶- رئیس جمهور محترم مطالبی در مورد مهار تورم و کنترل حجم نقدینگی مطرح فرمودند، که در خور تقدیر است. اما مردمی که هر روز برای خرید به بازار می‌روند، می‌توانند در مورد این توفیق دولت در کنترل گرانی، تورم و… داوری کنند.

۷- رئیس جمهور، به حق به تلاش‌های دولت در مورد تهیه پیش‌نویس حقوق شهروندی اشاره کردند که شایسته تقدیراست.

اما صدور یک کیفر خواست علیه دولت گذشته در این گزارش بدون آنکه اجازه و حق دفاع به آنها بدهند با رعایت حقوق شهروندی سازگار است؟

۸- رئیس دولت در این گزارش تصریح دارد «دنبال آشتی است و می‌خواهد با همه آشتی کند.» این رویکرد خوبی است، باید از آن استقبال کرد و این رویکرد متضمن وحدت ملی، وحدت نخبگان و… است. اما اگر اینطور است چرا دو سوم گزارش عملکرد قهر و کینه‌توزی با دولت گذشته است؟ این با دنبال آشتی بودن نمی‌خواند. نقد دولت گذشته حق است، باید از آن دریغ نکرد اما نقد با گوشه و کنایه، طنز و هجو از سوی رئیس دولت که باید سخن او مقوم وحدت ملی باشد چه معنی دارد؟

۹- نقطه قوت این گزارش این بود که آقای رئیس جمهور منشا توفیقات دولت را همیاری و همکاری مردم و هدایت‌های رهبری دانستند. حق هم همین است این نگاه نشانه اعتدال است باید از آن تشکر کرد.

البته لازم بود از منتقدین هم که با نقد مشفقانه او را یاری کردند،با ادای وظیفه پاسخگویی تشکر می‌شد و نیز از مسئولین  دولت گذشته نیز که با سکوت خود فضای سیاسی را آرام نگه داشته‌اند تشکر می‌شد. اگر روزی قرار باشد مسئولین  دولت فعلی و دولت گذشته در یک مناظره تلویزیونی عیار ادعاهای خود را  مستنددر معرض افکار عمومی بگذارند، فضای ابهام برطرف می شود و به سوی شفاف سازی می رویم. این فضا کمک می کند گام های پیشرفت برای کشور را محکم تر برداریم.

 و من در پایان شما را دعوت می کنم به سوابق مجری  مصاحبه لا ریس جمهور  و قضاوت را بشما می سپارم…و ریس جمهور ایران را بعنوان یک نویسنده و محقق و روز نامه نگار دعوت به مصاحبه   میزگرد منصافانه می کنم بینم می تواند در  برابر یک نویسنده و محقق و روز نامه نگار آزاد و فعال حقوق بشر و محیط زیست    اینطوری صحبت کند..ااد

 

-

احمدی سمت‌های دولتی مجری برنامه گفت‌و‌گو با روحانی  پریشب آخر شخصی که بعنوان مسئول از چند  جا حقوق می گیرد و قانون را دور می زند چطور از حقوق مردم بعنوان خبرنگار دفاع کند.. آیا مجری بی طرف موجود نبود .. ااد  روزنامه نگار و فعال حقوق بشر و محیط زیست و وبلاگ نویس  جهانی

 

 

احمدی پیش از این مدیرکل اخبار شبکه جام جم، مدیرکل ارتباطات مرکز پژوهشهای صداوسیما، عضو هیئت علمی دانشکده صداوسیما بوده است. ضمن این که به عنوان «مشاور» در کنار اکبر ترکان هم حضور دارد.

آستارا نیوز : انتصاب یک مادر و پسر در دو عنوان متفاوت در یک وزارت خانه حکایت داشت.

این پسر خانواده کسی نیست جز مجری دیشب برنامه گزارش صد روزه دکتر روحانی!

«عفت شریعتی» که سابقه نمایندگی مردم مشهد در مجلس شوری اسلامی و سخنگویی و نائب رئیسی در کمیسونهای فرهنگی و اجتماعی مجلس را دارد، روز ۲۳ مهرماه با حکم علی جنتی، به عنوان مشاور وزیر ارشاد در اموربانوان ابقا شد. شریعتی ۶۱ ساله که مشاور اموربانوان وزیرارشاد دولت دهم هم بود، سه شنبه گذشته با حکم وزیر جدید ارشاد، در سمت خود ابقا شد. شریعتی، مدرک کارشناسی در رشته تاریخ و تمدن ملل، کارشناسی ارشد عرفان اسلامی و کارشناسی ارشد مدیریت دارد و تدریس دانشگاهی و تحصیلات حوزوی هم در کارنامه او به چشم می خورد.

 

اما کمی آن سو تر از اتاق وزیر در ساختمان وزارت ارشاد، مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران(ایرنا) هم حکم ریاست دانشکده خبر را به نام پسر خانم شریعتی زد. «محمود احمدی افزادی» که در سال ۸۶ هم سابقه مدیریت دانشکده خبر را داشت، ۲۳ مهرماه با حکم «محمد خدادی» مدیر عامل ایرنا، به دانشکده خبر رفت تا کلید اتاق ریاست این دانشکده را تحویل بگیرد.

وی دیشب مجری مصاحبه با رئیس جمهور بود که به مراتب از حیدری در مقابل رئیس جمهور منفعل تر عمل کرد.

احمدی افزادی پیش از این مدیرکل اخبار شبکه جام جم، مدیرکل ارتباطات مرکز پژوهشهای صداوسیما، عضو هیئت علمی دانشکده صداوسیما بوده است. ضمن این که به عنوان «مشاور» در کنار اکبر ترکان هم حضور دارد. احمدی غیر از این ها سابقه اجرای برنامه تلویزیونی «نگاه یک» را هم دارد و برنامه زنده «شب آفتابی» در شبکه تهران هم از جمله فعالیت های فعلی او به عنوان تهیه کننده و مجری در تلویزیون است.

عفت شریعنی در گفتگویی که سال ۹۰ در ماهنامه «دنیای زنان» منتشر شده است درباره خانواده و رابطه مادر و پسری با فرزندانش گفته:«همسر من قاسم احمدی افزادی است که در دانشگاه علوم تربیتی مشهد مشغول به کار بود و در حال حاضر بازنشسته است. یک دختر و سه پسر به نام‎های محمود، مسعود و امیرحسین دارم. محمود احمدی افزادی که فرزند اول من است در حال حاضر مدیر شبکه تهران است و در دانشگاه هم تدریس می‏کند و رسالت رسانه‎ای خودش را انجام می‎دهد. محمود دارای دکترای ارتباطات با گرایش مدیریت استراتژیک است و مسعود هم در رشته عرفان و ادیان تحصیل می‎کند و در این عرصه تدریس می‏کند.

دخترم دارای مدرک کارشناسی ارشد رشته فقه و مبانی اسلامی است و مشغول تدریس است. دو فرزند اول من یعنی محمود و مسعود سال‎هاست که در تهران ساکن هستند و ازدواج کرده‎اند اما دخترم در مشهد ازدواج کرده و آنجا ساکن است. امیرحسین که پسر آخر و فرزند آخر خانواده است فعلا مجرد است و در رشته زبان انگلیسی در دانشگاه آزاد مشهد در حال تحصیل می‏باشد. من با پسرانم خیلی صمیمی هستم. فاصله سنی من با فرزندان به ویژه دو پسر اولم بسیار کم است.

با فرزند اولم حدود ۱۸ سال اختلاف سنی دارم. ما همیشه با هم بوده‎‎ایم و حتی با هم کار پژوهشی انجام می‌دهیم. روابط من با فرزندان بسیار صمیمی و محترمانه است. هیچ کدام از فرزندانم با من و پدرشان با لفظ تو و الفاظ مفرد صحبت نمی‎کنند و همیشه آن حالت احترام‎آمیز در خانواده ما وجود دارد. از یک طرف محیط خانواده صمیمی است و از طرفی هر کدام از اعضای خانواده احترام سایرین را رعایت می‌کنند و این موضوع بین کوچک و بزرگ تفاوتی ندارد.»

پسر اول خانواده احمدی افزادی یعنی «مسعود» هم مدیر شبکه تلویزیونی «شما» در صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران است.

————–

طراحان صحنه محل مصاحبه دیشب رییس جمهور، وسط برنامه یادشان افتاد که باید صحنه اندکی تغییر کند. 

 

 

 

 

گاف دیشب….در حالی که در تصاویر مربوط به ابتدای گزارش تلویزیونی دیشب حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی، کتاب "دا" (خاطرات سیده زهرا حسینی) بر روی میز پشت سر رییس جمهور وجود نداشت، در تصاویر بعدی این کتاب اضافه شد.

هر چند در مورد انگیزه "طراحان" این کار اطلاعاتی در دست نیست اما در میان انبوهی از کتاب های مختلف، انتخاب کتاب حماسی "دا" آن هم در هفته بسیج اقدامی ارزشمند به شمار می رود.

……………… اسماعیل اسدی دارستانی  روزنامه نگار و فعال حقوق بشر و محیط زیست و وبلاگ نویس  جهانی

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خسته شدیم كی میایی ای صاحب الزمان ..ااد

دیشب گرسنه بود ، دختری که مُرد

چه آسان به خاک پس دادیمش

و همسایه اش زیارتش قبول….

دیشب از سفر رسید ،

 

مکه رفته بود


 

می شناسمت.

می پرسند:میشناسی اش؟

می گویم:خوب،خوب!

شک میکنم.البته نه خوب خوب،ولی امیدوارم بهتر از دیگران.

می گویند:پس از او بگو!

می گویم از کجا شروع کنم؟

می گویند از هر کجا که میخواهی؛ازصفات،اخلاق،ظاهرش.

می گویم:ظاهرش جوان ونیرومند،رنگش گندمگون،بلند پیشانی،بینی کشیده وزیبا،چشمان سیاه ودرشت،ابروانی پر

پشت وبرجسته،شانه ای پهن،موهای مجعد وخالی بر گونه…

می پرسند:اخلاقش؟

می گویم:اخلاقش عین پدران بزرگوارش است؛مایه آرامش،برکت،هدایت،داناترو با درایت تر از همه،لباس خشن،غذایش

نان جوین،صبرپیشه،باصلابت،عابدترین،دلیرترین وجواد.

می پرسند محل زندگی اش کجاست؟؟

پاسخ می دهم:نشانی اش را به من نداده،البته نمی شودگفت نداده؛ولی خوب!

می گویند :خودت هم فهمیدی چه گفتی؟

می گویم :راستش فرموده هر وقت کارم داشتید کجاها بیایید،ولی محل زندگی فعلی اش را نمی دانم؛اگر محل زندگی

گذشته یا آینده اش را بخواهید بلدم.

تعجب می کنند:آینده اش را؟!

می گویم:بله!قرار است بعدها در کوفه ساکن شود؛مثل پدر بزرگوارش امیرالمومنین(علیه السلام).

می پرسند :حالا قرارتان کجاست؟

جواب میدهم:خیلی جاها.مثلا جمکران؛همین نزدیکی است،البته گاهی خودش به بعضی از با معرفت ها سر می زند.

می پرسند:چه جور آدمی است؟

می گویم:"یاعلی"بگویی،تا آخرش همراهت هست.تو او را فراموش می کنی،او تو را فراموش نمی کند.

می پرسند:جوری حرف می زنی که انگار فامیل ویا خویشاوند هستید!

می گویم:بله! نسبتی داریم.

می پرسند:چه نسبتی؟

می گویم:مولایم هستند.

گفت وگو تمام میشود.از هم که جدا می شویم،رو می کنم به شما که نمی دانم کجا هستی ومی گویم:

«درست گفتم آقا جان !؟ اگر چیزی اشتباه گفتم،اگر لاف زدم،شما ببخشید.

آبروداری کردم،آخر زشت است جلوی دیگران بگویم مولایم را خوب نمی شناسم.»

 

!

———————————–

 

شعر گرجستانی در مورد امام زمان …

მახარებული ხარ დილის ნიავო
ای نسیم سحری که برایمان شادی آوری

აბა მითხარ შენი ადგილი სად არის
برایمان بگو میعادگاهت کجاست

ხელი ლოცვაზე, თვალიცა გზაზე
دستهایمان به دعا و چشمانمان به راه است

ვისა ვანდოთ, ვისა ვანდოთ
به که پناه ببریم، به که پناه ببریم

აბა მითხარ სანდო გული სად არის
برایمان بگو محرم دلهایمان کجاست

გზასა ვერ ვარჩევ
سردرگمیم

დაკარგული ვარ
گمگشته ایم

წმინდა სინათლე მთვარე სად არის
آن ماه نور مقدس کجاست

გული მიფთხების, თვალიც მიქრების
دلهایمان لرزان و چشمهایمان در حال کم سو شدن است

აბა მითხარ გულის ვარდი სად არის
برایمان بگو آن گل زیبای دل کجاست

გამითენდა დილა პარასკევისა
دوباره صبح جمعه آمد

აბა მითხარ დღესის ოქრო სად არის
برایمان بگو یگانه گوهر امروز کجاست

 

 

شوخ طبعی یک رزمنده ایرانی تا لحظه آخر !!! 

مصاحبه گر :
 
ترکش خمپاره پیشونیش رو چاک داده بود 
روی زمین افتاد و زمزمه میکرد

دوربین رو برداشتم و رفتم بالای سرش داشت اخرین نفساشو میزد

ازش پرسیدم این لحظات اخر چه حرفی برای مردم داری با لبخند گفت:از

مردم کشورم میخوام وقتی برای خط کمپوت میفرستن،عکس روی کمپوت ها

رو نکنن.گفتم داره ضبط میشه برادر یه حرف بهتری بگو با همون طنازی

گفت:اخه نمیدونی سه بار بهم رب گوجه افتاده.  از خاطرات یک رزمنده


 

 

لیلا اسفندیاری کجوری راد کوهنورد زن ایرانی بود

که رکوردهای صعود متعددی را به عنوان نخستین زن کوهنورد ایرانی به نام خود به ثبت رساند.

او در آخرین صعود خود، در راه بازگشت از صعود موفق قله گاشربروم ۲، به دلیل از دست دادن تعادل و سقوطی ۳۰۰ متری جان خود را از دست داد.

 

 

 

گاهی خراب کردن پل ها کار بدی نیست ….

چون باعث میشود نتوانید به جایی برگردید
 

که از همان ابتدا نباید قدم

 

 


دانشجویی به استادش گفت:استاد! اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم او را عبادت نمی کنم.
استاد به انتهای کلاس رفت و به آن دانشجو گفت: آیا مرا می بینی؟
دانشجو پاسخ داد: نه استاد! وقتی پشت من به شما باشد مسلما شما را نمی بینم.
استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت:
تا وقتی به خدا پشت کرده باشی هرگز او را نخواهی دید!

 

 

 

نظر شما چیست ..  یک وهابی آدم کش بهتر است یا هندویی که شیر بچه اش را با حیوانات تقسیم می کند… یا ضامن آهو

 

 

 

دل نوشته ای به امام زمان علیه السلام ..

یا صاحب الزمان رمز ظهور تو ترک گناه و یکدلی و دعای ماست .. سلام مولای من، سلام معشوق عالمیان، سلام انتظار منتظران  ..

می‌خواهم از جور زمانه بگویم ، می‌خواهم بگویم و بنویسم از فسادی که جهان را چون پرده‌ای فراگرفته اما زمان فرصتی است اندک و انسان آدمی است ناتوان. پس ذره‌ای از درد دلم را به زبان می آورم تا بدانی چقدر دلگیر و خسته‌ام.

آغاز نامه به جهانبان جهان و جهانیان خدای هر دو جهان:

مولای من می‌دانی چند سال است انتظار می‌کشم. از وقتی سخن گفته‌ام و معنای سخن خود را فهمیده‌ام انتظارت را می‌کشم. بیا و این انتظار مرا پایان بده.

خسته‌ام از دست زمانه ، چقدر جور زمانه را تحمل کنم. چقدر ناله مظلومانه کودکان و معصومانی را که زیر ستم اند بشنوم و سکوت کنم. خودت بیا و این جهان سیاه را پایان بده. بیا و جهان را آباد کن. بیا و از آمدنت جهان را شاد کن. می‌دانی چند نوجوان هم سن و سال من آواره‌اند؟ چندین هزار کودک بی پناهند، خودت بیا و پناه بی پناهان باش.

چند پیش بود که خوابت را دیدیم گفته بودی می‌آیی و به اندازه تمام سال های نبوده ات با من حرف می زنی و به درد دل من گوش می‌دهی اما تا خواستی بگوئی کی و کجا؟، از خواب پریدم و از آن شب به بعد دیگر نمی خوابم. راستش می‌ترسم. می‌ترسم بیائی و من خواب باشم. می‌ترسم بیائی، همه تو را ببینند و تنها من از دیدنت محروم بمانم. هنوز هم می ترسم

حس می‌کنم با این که شبهاست خواب به چشم ندارم اما در خواب غفلتم. بیا و بیدارم کن. بیا و هشیارم کن. بیا و همه جهانیان را از خواب غفلت بیدار کن. همه به خواب سنگین جهل فرورفته اند و صدای مظلومان و دل شکستگان را نمی‌شنوند. خودت بیا و همه ما را از این کابوس جهانی نجات بده.

ای منجی عالمیان ، جهان در انتظار توست ! نیستی تا ببینی مردم روز میلادت یعنی رمز عشق پاک چه می‌کنند ! چگونه بغض سنگین خود را در گلو نگه داشته اند و انتظار می کشند. منتظرند تا کی بیاید و جهان را از عدل پرکند. کسی بیاید و به این جهان بی اساس پایان دهد بیا تا بعد از این در کوچه های غریب شهر روز میلادت را با بودنت جشن بگیریم و خیابان‌های تاریک و ظلمات را با نور بودنت چراغانی کنیم. بیا و ببین مردم روز آمدنت چه می‌کنند؟

روز جمعه، روز خودت، روز منتظرانت به سراغ حافظ رفتم تا با فالی دلِ شکسته و سینه‌ی زخمی‌ام را مرهمی باشم. می‌دانی چه آمد؟

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور….

نه ؛ غم می‌خورم ؛ غم می‌خورم بخاطر روزهایی که نبوده‌ای تا لحظات تلخ غم را کنارم باشی. غم می‌خورم به خاطر روزهایی که به یادت نبوده‌ام و با گناه شب شده‌اند. همان روزهایی که در تقویم خاطره‌ها در منجلاب گناه و زشتی با قلم جهل ثبت کرده‌ام.

بهترین روز تنها روز ظهور توست. کی می‌آید؟ کی می‌شود که با قلم عقل و راستی بر صفحه دل حک کنم و با صدای بلند فریاد بزنم و به گوش جهانیان برسانم.«بهترین روز ، روز ظهور مولاست»

با تمام جهل و مستی تصمیم گرفته‌ام دفترچه رزوگار را با پاک کنِ مهر و عطوفت پاک کنم و از اول با نام تو روزگار را آغاز کنم. هنوز در نخستین صفحات آن مانده‌ام و مطلبی برای نوشتن ندارم. تا پایان نوشتن انتظارت می‌کشم.

دیوانه مسلمانی که در روزهای انتظار هزار بار به دیوانگی‌اش ایمان می‌آورد

 

 

بیاید باهم برابر باشیم نه برادر.. چون هابیل و قابیل باهم برادر بودند بیاید برای هم خوشبختی بیاوریم صلح و دوستی و فراوانی نعمت ..

 یا صاحب الزمان چه خوب بود فردا صبح که سایت خبری را می خوانم بشنوم امام زمان ظهور کرد حاضرم عمرم را بذهم ولی این خبر را بشنوم… ااد

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بابك فردین پور دهیار سیبلی شد

بابك فردین پور دهیار سیبلی شد

وی مهندس عمران و ساكن سیبلی و پدرش معلم بازنشسته زبان انگلیسی است

 طی مراسمی با حضور دهیار و  بخشدار  و ریس شورای سیبلی بهرام آزند ایشان شروع بكار نمودند




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

«فرداد پورامن»‌ شهردار جدید لوندویل با حضور مسئولان آستارا و مردم معرفی شد.

با حضور مسئولان آستارا
شهردار لوندویل معرفی شد

«فرداد پورامن»‌ شهردار جدید لوندویل با حضور مسئولان آستارا و مردم معرفی شد.

 

گزارش خبرگزاری فارس از آستارا، امام جمعه این شهر امشب در مراسم تودیع و معارفه شهردار لوندویل با تبریک هفته بسیج اظهار کرد: امنیت و آسایش امروز از جمله برگزاری مراسم‌های معارفه و تودیع به برکت رشادت و ایثارگری‌های بسیجیان و شهدا است.

 

 

 گزارش خبرگزاری فارس از آستارا، امام جمعه این شهر امشب در مراسم تودیع و معارفه شهردار لوندویل با تبریک هفته بسیج اظهار کرد: امنیت و آسایش امروز از جمله برگزاری مراسم‌های معارفه و تودیع به برکت رشادت و ایثارگری‌های بسیجیان و شهدا است.

وی، لوندویل را شهر ویژه‌ای خواند و افزود: این شهر نیازمند توجه ویژه است.

امام جمعه آستارا با اشاره به انتخاب شهردار جدید لوندویل تصریح کرد: شورای اسلامی لوندویل به چهره دوست‌داشتنی و محبوب شهردار رأی دادند و امیدواریم «فرداد پورامن» در انجام محوله موفق باشد.

وی با قدردانی از «آب‌روشن» شهردار قبلی لوندویل افزود: شهردار قبلی لوندویل خدمات شایسته‌ای برای این شهر انجام داده است.

فرماندار آستارا نیز در مراسم مذکور نیز حضور جمع زیادی از مردم برای معرفی شهردار جدید لوندویل را نشانه علاقه‌مندی آنها به «پورامن» دانست.

کیوان اسدپور، افزود: با شناختی که از پورامن داریم امیدواریم خدمات شایسته‌ای به مردم و شهر ارائه شود.

وی با اشاره به اینکه با اختلاف و حاشیه‌سازی جامعه پیشرفت نمی‌کند، خاطرنشان کرداز شورا و مردم منطقه و شهردار جدید لوندویل می‌خواهیم از تفرقه و اختلاف دوری کرده و با همدلی به مردم خوب و خونگرم لوندویل خدمت‌رسانی کنند.

این مسئول اضافه کرد: تمام مسئولان آمادگی خود برای تسریع در آبادانی و پیشرفت لوندویل را اعلام کردند و برای توسعه و پیشرفت عمران و آبادانی لوندویل آینده‌ای خوب را رقم می‌زنند.

به گزارش فارس، در مراسم مذکور فرداد پورامن به عنوان شهردار لوندویل معرفی و از شهردار قبلی این شهر قدردانی شد.

 


در ادامه این آیین طی حکمی از سوی استاندار گیلان ، فرداد پورامن به عنوان شهردار جدید لوندویل معرفی شد و از زحمات حسین آبروشن شهردار قبلی تقدیر شد.

فرداد پورامن متولد ۱۳۵۳ و فارغ التحصیل رشته مدیریت دولتی , ریس اسبق شورای شهر  و کارمند ارشد دادگستری  گیلان است




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات