روستای باستانی ( شهر باستانی سلطانیه از خزاین و اردوگاههای مرزی دوره ساسانی )

موزش شهروندی

ناآگاهی با پیامدها و مصداق هایی چون انفعال و بی عملی، همانند بیماری فراگیری است که گریبان شهروندان جامعه را می گیرد؛ آفتی که روزی در قامت بی تفاوتی به مسایل سیاسی و زمانی به شکل بی مسوولیتی در قبال رخدادهای اجتماعی و حتی ضایع شدن حقوق فردی نمود می یابد.

 

عناصر زیادی وجود دارد که در ایجاد و گسترش ناآگاهی و انفعال زمینه می سازد و این آسیب را می پرورد اما نبود آموزش های لازم در مورد وظایف و حقوق شهروندان در همسنجی با دیگر عناصر همپایه سهم بیشتری در تعمیق و تسری آسیب نامبرده دارد.

آموزش های شهروندی به عنوان یکی از رکن های اساسی زندگی اجتماعی عصر حاضر، با آگاه سازی شهروندان به وظایف و حقوقشان، آنها را نسبت به مسایل مرتبط با زندگی جمعی آگاه می کند و شهروندان را برای کنشگری در همه ی ابعاد این زندگی مهیا می سازد. به این ترتیب، ضرورت توجه به این مهم در کشور ما جای بحث ندارد. اما در این زمینه بیان چند نکته دارای اهمیت است:

1- مهمترین ویژگی جامعه ی مدنی و مردمسالار، مشارکت مردم در همه ی جنبه های زندگی جمعی است. در چنین جامعه یی اقتصاد، فرهنگ، سیاست و ... برآیند کنش های فعالانه ی شهروندانی است که جامعه را تشکیل می دهند. در مقابل، در جوامع غیرمردمسالار، آنان هیچ نقش مشارکتی در تعیین و هدایت روندهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ... ندارند و دستی فراتر از همه، برآمده از آستین حاکمان به تحولات مرتبط با زندگی جمعی شکل می دهد.

با توجه به ساختار جامعه و نظام حکومتی ما که بر اصل مردمسالاری دینی پایه ریزی شده (ترکیبی از هنجارها و آرمان های دینی و بایسته های سیاسی- حقوقی)، لازم است باور به مشارکت و تاثیرگذاری شهروندان در همه ی ابعاد زندگی جمعی جریان یابد. در سال های گذشته این مساله بخاطر کم کاری برخی نهادهای مسوول و همچنین رسانه ها خدشه دار شده است. اصلاح این مهم نیازمند آموزش شهروندانی است که آگاه و کنشگر باشند و بدانند از چه راهی می توانند بر جامعه ی خود تاثیرگذار باشند.

آموزش شهروندی با انتقال و نهادینگی مجموعه یی از ارزش ها، هنجارها، بایدها و نبایدها، شهروندانی تربیت می کند که نسبت به محیط پیرامونی خود و مسایل مربوط به زندگی جمعی حساس هستند و با نگاهی تیزبین و پرسشگر تحولات جامعه را دنبال می کنند.

به بیانی دیگر، آموزش شهروندی در وهله ی نخست کارکردی آگاهی بخش دارد. شهروندانی که از حقوق و تکلیف های خود بی خبرند، هرگز برای بهبود وضعیتی که نسبت به آن ناراضی هستند اقدامی نمی کنند. آگاه کردن شهروندان نسبت به حق و تکلیف از آنها شهروندانی پرسشگر و به دنبال آن پویا و موثر می سازد که برای اصلاح امور دغدغه دارند و برای رسیدن به جامعه ی مطلوب خود تلاش می کنند.

2- «شهروندی» رابطه یی دوسویه میان فرد و حکومت است که به واسطه ی آن مجموعه یی از حقوق و وظیفه ها برای 2 طرف الزام آور می شود. به عبارتی، فرد و حکومت هر 2 در قبال یکدیگر هم وظیفه هایی بر عهده دارند و هم از حقوق متعددی برخوردارند.

با توجه به معنای شهروندی، همانگونه که بیان شد حقوق و تکلیف ها در تعامل با یکدیگر معنا می یابند و نادیده گرفتن یکی موجب مخدوش شدن دیگری و به طور کلی مفهوم شهروندی می شود، از این رو در فرایند ارایه ی آموزش های شهروندی تمرکز بیشتر بر تکلیف شهروندان و وظیفه هایی که در قبال حکومت برعهده دارند، تنها موجب ناکارآمد شدن این آموزش ها و بی اعتمادی مردم می شود. بنا بر این، باید در فرایند آموزش حقوق شهروندی عنصر توازن را مهم شمرد.

3- شهروندی مانند همه ی پدیده های اجتماعی موضوعی تام است که به شکلی گسترده دربرگیرنده ی حقوق و تکلیف شهروندان در همه ی حوزه های مرتبط با زندگی جمعی چون سیاست، اقتصاد، فرهنگ و ... است. نگاه تقلیل گرا به این مقوله، آموزش ها در این حوزه را با ناکارآمدی روبرو خواهد کرد.

در کشور ما آموزش های شهروندی بیشتر بر آموزش حقوق و تکلیف های اجتماعی شهروندان مبتنی است و ابعاد دیگر بویژه مولفه های سیاسی شهروندی وزن کمتری در این آموزش ها دارد. آموزش های سیاسی هم اغلب در زمان برگزاری انتخابات به حق مشارکت سیاسی به معنای شرکت در انتخابات تقلیل می یابد. این مساله مانند آفتی به مفهوم و ماهیت حقوق شهروندی آسیب می زند.

4- از آنجا که همه ی افراد جامعه در زمره ی شهروندان قرار می گیرند، همه ی شهروندان باید مخاطب آموزش های شهروندی باشند.

در کشور ما افراد بزرگسال مخاطبان اصلی آموزش های شهروندی هستند. گروه کودکان و افراد کم توان و ... شهروندانی هستند که اغلب در آموزش های شهروندی جای آنها خالی است. از این رو، عدالت که خود از حقوق شهروندی است باید در آموزش این حقوق رعایت شود.

5- تمرکز صرف بر آموزش نظری در بحث آموزش های شهروندی در زمره ی آفت های آن است. بسیاری از شهروندان می دانند از چه حقوقی برخوردارند و چه وظیفه هایی برعهده دارند، اما چون در این زمینه تجربه ی عملی ندارند، نمی توانند حقوق خود را در عرصه ی واقعیت مطالبه کنند و به تکلیف خود عمل کنند.

لازم است مباحث مرتبط با آموزش شهروندی به صورت عملی و تجربی، حتی به شکل کارگاهی به شهروندان آموزش داده شود تا از کارایی لازم برخوردار باشد.

6- جامع بودن ابعاد شهروندی و گستره ی فراگیر کسانی که شهروند محسوب می شوند، آموزش های مرتبط با شهروندی را در همه ی نهادها و سازمان های فعال در جامعه ضروری می سازد.

هیچ نهادی نمی تواند همه ی مولفه های مرتبط با شهروندی (حق و تکلیف در ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ...) را به همه ی شهروندان آموزش دهد. لازم است هر نهادی با توجه به حوزه ی فعالیت خود، بخشی از حقوق و تکلیف های شهروندان را به آنها آموزش دهد تا برآیند همه ی این آموزش ها به تربیت شهروند در معنای واقعی آن منجر شود.

در جمع بندی و همچنان که گفته شد، افزایش مشارکت شهروندان در گروی آموزش های شهروندی است. مشارکت شهروندی به خودی خود عنصری مهم در زندگی جامعه ها به شما می رود اما همپیوندی های عمیقی با دیگر عناصر همپایه دارد. به عنوان مثال مشارکت شهروندی با ایجاد همبستگی و انسجام به عنوان سرمایه یی اجتماعی و عنصری هویت بخش، موجب تقویت قدرت ملی خواهد شد. شهروندان برای جامعه یی که خود سازنده ی آن هستند، احساس مسوولیت بیشتری می کنند و حاضرند برای حفظ آن از آفت ها و آسیب ها تلاش کنند.

بدین ترتیب آموزش شهروندی را می توان آموزشی برای همه کس، از سوی همه ی نهادها، برای همه ی سنین و معطوف به همه ی ابعاد حقوق و تکلیف های متقابل بین شهروندان و نیز حاکمان و شهروندان دانست.

اا دارستانی كارشناش حقوق بین الملل خصوصیdardnews.ir





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات